قالب وبلاگ

آماستراین
طراحی ، چاپ و اجرای کلیه پروژه های گرافیکی و تبلیغاتی و انجام پروژه های دانشگاهی

خلاقیت

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت.

می‌‏توان نگاهى یک‏سویه به خلاقیت داشت و آن را مهم‏ترین موهبتى دانست که بشر را در مسیر تحولى پرشتاب و برگشت‌‏ناپذیر قرار داده است و با آهنگى تکامل‌‏یابنده به پیدایش چند دوره‌ی تمدنى منجر شده است؛ یا به‌‏عکس، خلاقیت را نفرینى برشمرد که مجازات انسان در برابر انتخابِ راهِ خوردن میوه دانایى و رانده شدن از آسایش جاودانه زندگى در بهشت باشد.

اما می‌‏توان خلاقیت را با نگاهى دوسویه نیز مورد تحلیل قرار داد؛ به این معنا که خلاقیت را استعداد و توانایی‌اى در انسان تعریف کرد که جامعه‌ی بشرى را در موقعیتى قرار داده است که به معناى واقعى کلمه مسئله‌‏آفرین است: هم موهبت و هم نفرین است؛ هم نجات‏‌بخش و هم دشوارساز است. در این مقاله، نگاهى دوسویه حاکم است و از چنین منظرى خلاقیت مورد بحث قرار می‌‏گیرد.

دستاوردهای مادى خلاقیت‏

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که امروز شتاب مهارناپذیر آن، دغدغه‌‏ها و نگرانی‌هایى جدى پدید آورده است. به‌ویژه در دهه‌های اخیر، دورنماى گسست‌هایى نوظهور در روندهاى تکاملى پدیده‏‌ها، به طرزى نگران‏‌کننده در افق آینده ظاهر شده است. متأسفانه، انسان نه تنها هنوز فهم درستى از این گسست‌ها ندارد، بلکه براى مواجهه با آن‏‌ها نیز چندان آماده نیست. از جمله، خلاقیت باعث شده است که انسان با فن‏‌آورى جریانى را به راه اندازد که نتیجه‌ی طبیعى آن پیدایش زیستگاهى درون طبیعت و مصنوع دست انسان است، زیستگاهى که به سرعت پیش‌‏رونده و به‌‏ظاهر مهارناپذیر است و در موارد بسیارى نه تنها از قوانین طبیعت پیروى نمی‌‏کند، بلکه اغلب بر ضد آن نیز عمل کرده است. علایم هشداردهنده‌ی توفان‏‌هاى نامنتظره و ویرانگر چند سال اخیر به ما می‌‏گویند، این تنها سکونت‌گاهمان ـ کره‌ی زمین ـ را نابخردانه اداره کرده‌‏ایم و آسیب‌‏هایى جدى به آن وارد ساخته‌‏ایم که جبران‏‌ناپذیر است. ما تعادل زیست‏‌بومى زمین را چنان برهم زده‏‌ایم که اکنون براى مقابله با این تهدیدها آماده نیستیم. افزون بر آن، هر چند به این حقیقت پی ‏برده‌‏ایم که انسان جزیى جدایی‌‏ناپذیر از طبیعت است و نبایستى در تقابل با آن یا به دور از آن سوداى زیستى متعادل داشته باشد، ولى خود را بیش از پیش اسیر زندگى در سپهرى کرده‌‏ایم که مصنوعى، غیرطبیعى و با عدم تعادل‏‌هاى بسیار همراه است.

خلاقیت انسان را در عرصه‌های علم و فن‌‏آورى براى بازگشایى رمز حیات و خواندن قوانین طبیعت در مقامى قرار داده است که تصور می‌‏کند می‌‏تواند افزون بر بازآفرینى (شبیه‌‏سازى) پاره‌‏اى از موجودات زنده، خودِ طبیعت را به صورت زیست‌‏بومى تحت سیطره‌ی خویش به‏‌طور مصنوعى بیافریند و از آن مهم‏تر، به طراحى خودِ زندگى و به بیانى دیگر به بازاندیشى در مهندسى حیات دست زند و کار را تا بدان‌‏جا پیش برد که خویشتن را در مقام «طراح هستى» بداند. پروژه‌ی «ژنوم»1 انسان، با خواندن رمز حیات و کشف کامل نقشه‌ی ژنتیکى انسان، وعده می‌‏دهد که هر نوع دستکارى در ساختار بیولوژیک ـ ژنتیک انسان میسر شده است. یافته‌های سایر دانشمندان نیز اندیشمندان را واداشته از عصر مابعد انسان (Post human era) سخن گویند. به راستى آیا ساختارهاى اجتماعى، فرهنگى، اخلاقى، حقوقى ما براى ورود به این عصر آماده‌‏اند؟

شکى نیست که خلاقیت انسان، محیط مادى زندگى او را دگرگون ساخته است. دستکاری‌‏هاى بشر در عرصه‌ی مادى، به‌ویژه در ژن و اطلاعات، امکانات حیرت‌‏انگیزى را براى دست‏یابى به رفاه مادى ـ آسایش ـ فراهم آورده است. اما امروزه، فقط بخش محدودى از جمعیت کره‌ی زمین در رفاه مادى به سر می‌برند. هنوز درصد قابل توجهى از مردم جهان دچار فقر مطلق‌‏اند و نیازهاى اساسى آنان به غذاى مناسب، آب سالم، سرپناه و خدمات درمانى و آموزش کافى تأمین نشده است.2 با وجود این، در مقایسه با قرن گذشته، تردیدى نیست که شرایط مادى زندگى بشر به‌‏طور کلى بهتر شده است.

همین دستکاری‌‏ها ـ دستکارى در ژن، ماده و اطلاعات ـ نوید می‌دهند که تا رسیدن به آرزوهاى دست‌نایافتنى زیبایى و سلامت تا حد کمال و عمر طولانى تا حد جاودانگى چیزى نمانده است. تحقیقات گسترده‌‏اى که در زمینه‌ی علوم زیستى از مهندسى ژنتیک تا ژنوم انسان و سلول‏‌هاى بنیادى، علوم و صنایع دارویى و زیبایى از یک سو و نانوتکنولوژى از سوى دیگر انجام شده یا در دست انجام است، هر روز یافته‌های تازه‌‏اى را ارائه می‌دهند که تکان‏‌دهنده و نویدبخش‌‏اند.

اما مشکل آن‏‌جاست که به‌‏رغم همه‌ی این دستاوردها و فراهم آمدن نسبى آسایش، انسان به دلایل گوناگون به آرزوى مهم دیگرش ـ آرامش ـ دست‌نیافته است. شاید این مهم‏ترین موضوعى باشد که در آینده، به دلیل اهمیتى که دارد، نیروى خلاق بشر را صرف خود کند. پاسخ‏‌گویى به این پرسش که چگونه می‌‏توان همگام با تأمین وسایل آسایش بشر، آرامش او را در محیط زیست به شدت تکنولوژیک‌‏شونده فراهم آورد سهل و ممتنع است. روند روبه‌‏رشد و بی‌‏وقفه‌ی تنوع و تکثر خواسته‌‏ها و نیازهاى انسان از یک سو و در آمیخته شدن سرنوشت همه‌ی ساکنان کره زمین از سوى دیگر، همراه با تجربه‌ی تلخ ناتوانى بشر در توزیع عادلانه و صحیح دستاوردها که درنتیجه‌ی رشد روزافزون نابرابری‌‏ها در دنیاى کوچک‌‏شده و شبکه‌ا‌ی‌شده و به‏‌شدت به‏‌هم وابسته‌ی امروز رخ داده، موجب شده است که این امر به مسئله‌ی غامض انسان عصر حاضر و انسان آینده تبدیل گردد.

خواسته‌های انسان امروزین حد و مرز ندارد. «بازار»، شاهرگ اقتصاد جهانى و پدیده‌‏اى است که حیات جوامع کنونى بدان وابسته است. با رشد مهارناپذیر و جنون‌‏آمیز خواسته‌های انسان، اهمیت و نقش بازار روزبه‏‌روز بیشتر رشد می‌‏کند که در نتیجه، زیرکانه و به اتکاى دانش و فن‏‌آورى پیشرفته‌ی روز، مدام سرگرم داغ نگاه داشتن تنور حرص و آز بشر است. بازار هردم نیاز تازه‏‌اى خلق می‌‏کند تا مصرف را دامن زند و خود را توسعه دهد.

از سوى دیگر، فن‏‌آوری‌‏هاى ارتباطى پیشرفته که چیزى نمانده است تا در دسترس نادارترین افراد و دورافتاده‌‏ترین جوامع نیز قرار گیرند، بدون شک در جوامع عقب‏‌مانده و توسعه‏‌نیافته باعث رشدآگاهى مردم و ایجاد شرایط مساعد براى توسعه و پیشرفتِ مادى و معنوى خواهند شد و هزاران کارکرد سازنده‌ی دیگر را نوید می‌‏دهند. اما در همان حال، رنج و درد و مصیبت و بحران و... را نیز هر کجا که وجود داشته باشد با سرعتى حیرت‏‌انگیز به مسئله‌ی مشترک همه‌ی انسان‏‌ها تبدیل می‌‏کند. همه‌ی این‏‌ها و بسیارى عوامل دیگر این نگرانى را پدید آورده‌‏اند که آیا دستاوردهاى علمى ـ تکنولوژیک معاصر به‌ویژه در عرصه‌ی ارتباطات و اطلاعات حیرت‏‌انگیز خلاقیت انسان، بر دوران سرخوشى و آسودگى خیال انسان که از زندگى ساده در فضاى امن «کنج خلوت» و بی‌‏خبرى از عالم برمی‌‏خاست، مُهر پایان‌زده است؟ البته، پرسش‏‌هاى فلسفى مهم عصر حاضر آن است که آیا انسان معاصر و انسان آینده در اصل خواهان چنین آرامشى هست یا نه و با چه قیمتى حاضر است آن را به‌دست آورد؟ و آیا در محیط دیجیتالی ‌‏شده‌ی زندگى امروز، می‌‏توان چنین فضاى امن، آسوده و کنج خلوتى را فراهم آورد؟


دستاوردهاى غیرمادى خلاقیت‏

دامنه‌ی خلاقیت انسان به عرصه‌ی «حیات مادى» محدود نمی‌‏شود، بلکه در عرصه غیرمادى نیز دستاوردهایى شگفت‌‏انگیز داشته است. انسان با آگاهى از خصلت اجتماعى خویش، اندیشه‌ی «سازمان» را آفرید و جریان بازآفرینى شکل و فلسفه‌ی وجودى و روح حاکم بر این پدیده مهم ـ سازمان ـ را به گونه‏‌اى هدایت کرد که بتواند پاسخ‏گوى پیچیدگى روزافزون امور و مسائل باشد. بدین‏‌ترتیب، همگام با سایر تحولات محیط مادى زندگى، انسان روند سلطه‌ی روزافزون سازمان را بر حیات فردى و اجتماعی‌‏اش تا آن‌جا پیش برده است که خود به «انسان سازمانى» تبدیل شده است؛ انسانى که بخش مهم زندگی‌‏اش در سازمان‏‌ها جریان دارد: از خانواده و مسجد و کلیسا و معبد تا سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها کار می‌‏کند و سازمان‏‌هایى که در آن‏‌ها اوقات فراغتش را سپرى می‌‏کند و... می‌‏توان ادعا کرد که تقریباً همه‌ی مسائل زندگى انسان امروز ـ از تولد تا مرگ ـ توسط سازمان‏‌ها و در آن‏‌ها حل‌وفصل می‌‏شوند. انسان امروزین بدون سازمان‏‌ها قادر به ادامه‌ی حیات نیست؛ به‌ویژه سازمان‌‏هایى که نیازهاى اختراع مهم دیگرش یعنى اقتصاد را تأمین می‌‏کنند. سازمان‏دهی زندگى انسان در عرصه‌ی مادى بدون اندیشه‌‏ها و سازوکارهاى اقتصادى امکان‌‏پذیر نبوده و نیست. امروزه، سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ که نماد آن بنگاه اقتصادى است ـ سرنوشت انسان را رقم می‌‏زنند. طنز قضیه در این است که همین واقعیت ـ اسارت در چنبره‌ی سازمان‏‌ها به‌ویژه سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ به مهم‏ترین معضل انسان امروز تبدیل شده است. www.zibaweb.com

انسان به کمک توانایى خلاقیت خویش هر بار براى حل مسئله‌ای یا بهبود نقیصه‌ی، چیزى را خلق کرده که در آغاز راهگشا بوده ولى چندى بعد خود به معضل تبدیل شده است. البته، شکى نیست که جریان پرتوان و بی‌‏وقفه‌ی خلاقیت انسان همواره در کار است و اجازه نمی‌دهد که به‏‌رغم حضور معضلات جدى، یأس بر انسان حاکم شود. به یارى همین خلاقیت است که انسان خواهد توانست براى مسائلى که امروزه چون گره کور می‌نمایند، راه‌‏حل بیابد.

آفرینش اندیشه‌ی حکومت و حاکمیت و پدیدآوردن انواع و اَشکال سازمانى آن ـ از استبدادی‌ترین تا دموکراتیک‌‏ترین ـ و بازاندیشى مستمر در اصول و مفاهیم بنیادین آن، محصول خلاقیت انسان است، اما روند تحول آن از سرعت مناسب برخوردار نیست و در مقایسه با سایر عرصه‌‏ها تأخیر قابل ملاحظه‌ی دارد. از زمان خلق اندیشه‌ی دموکراسى تاکنون، به‏‌رغم بن‏ بست‌هاى مفهومى و بحران‏‌هاى وجودى آن، هنوز جایگزین بهترى براى دموکراسى خلق نشده است. شکل حکومت و کیفیت اداره‌ی سیاسى جامعه از آن نظر داراى اهمیت است که درواقع تعیین می‌‏کند جامعه چگونه سرمایه‌ها، منابع و به‌ویژه قدرت معنوى خود را که به صورت توانایى خلاقیت و نوآورى در مغز افراد جامعه نهفته است، کشف کند و شرایط لازم را براى پرورش آن‏‌ها فراهم آورد و در جهت بهبود کیفیت زندگى یکایک افراد جامعه و توسعه و پیشرفت همگان به کار اندازد. افزون بر آن، جامعه‌ای که از شکل مناسب حکومت برخوردار بوده و به خِرد حاکمیت نیز دست یافته باشد، می‌‏تواند سرمایه‌های معنوى، فکرى و دستاوردهاى جوامع دیگر را نیز در راه بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم خود به کار اندازد. تنها در متن ساختارهاى دموکراتیک است که می‌‏توان از حکومت، انجام وظیفه‌‏اى را انتظار داشت که بسیار اخلاقى و خِردمندانه است و آن چیزى جز بهبود مستمر کیفیت زندگى مردم نیست؛ وگرنه در ساختارهاى غیردموکراتیک، نظام حکومت دغدغه‌‏اى غیر از حفظ و گسترش قدرت خویش ندارد.

اما زیباترین و درعین‌‏حال غامض‌‏ترین دستاوردِ غیرمادى خلاقیت بشر، فرهنگ است که براى سامان‏ده‌ى رابطه‌ی دوگانه انسان با هستى پدید آمده است. از یک‌‏سو، فرهنگ در خدمت برقرارى تعادل میان انسان با محیط بیرونى، یعنى ایجاد موازنه با فن‌‏آورى و طبیعت است و از سوى دیگر، می‌خواهد رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون او ـ یعنى با خودش ـ تنظیم کند. این‌گونه است که فرهنگ، پیچیده‌‏ترین اختراع انسان، در کانون مثلثى قرار می‌گیرد که در رأس آن انسان و در انتهاى دو ضلع دیگرش، طبیعت و فن‏‌آورى قرار دارند. بدون فرهنگ، زندگى انسان در میانه‌ی اختراعاتِ نوظهور و مدام نو شونده‏اش و در رابطه با طبیعت و فن‏‌آورى، بی‌معنى و تهى می‌گردد؛ و از آن مهم‏تر، بدون آن قادر نخواهد بود به تعادلى پویا با کل هستى دست یابد، تعادلى برخاسته از تعریف روشن جایگاه انسان در هستى.

ساختار فرهنگ از عناصر مهمى چون تاریخ، زبان و دین ترکیب‌یافته است که هر یک به تنهایى یا در ترکیب با دیگرى، هویتِ انسان خارج شده از محیط طبیعى و اسکان‏‌یافته در محیط فن‏‌آورانه ـ سازمانى را که مصنوع خودِ اوست، شکل می‌‏دهند. حافظه‌ی تاریخى به انسان کمک می‌‏کند تا با آگاهى از مسیرى که از آغاز تا به امروز طى کرده است و با درک و تبیین عمیق رویدادها و واقعیت‌هاى گذشته، هویت خود را تعریف کند.

بدون زبان، تفکر، تخیل، تجسم و ادراک، توانایى انتزاع براى انسان میسر نمی‌‏شد. با توانایى انتزاع است که اندیشه خلق می‌‏شود و احساس ابراز می‌‏گردد. بدون اندیشه، دستکارى در طبیعت ممکن نبود و بدون ابراز احساس، هنر خلق نمی‌‏شد. بدین‏‌ترتیب، شاید بتوان خلاقیت مستمر به وجود آوردن زبان را منشأ مهم‏ترین تحول زندگى انسان دانست. افزون بر آن، بدون زبان، خودآگاهى شکل نمی‌‏گرفت. از طریق خودآگاهى است که انسان به زمانْ آگاهى دست‌یافته است: آگاهى از حضور خود در زمان تاریخى، محصول خودآگاهى انسان در متن گذشته است. با فهم تاریخى است که انسان نه تنها به اشتباه و خطاى گذشته خود پى می‌‏برد، بلکه براى دستاوردهاى آتى خود ـ خواه به صورت کشف باشد یا اختراع یا شناخت و معرفت علمى و غیرعلمى ـ بنیان نظرى و توجیه فلسفى فراهم می‌‏آورد. درواقع، نگاه تاریخى و فهم تاریخ قطب‏‌نمایى است که در حرکت به سوى آینده‌‏اى که جهت‌‏گیری‌‏هاى آن عالمانه و خردمندانه تعریف شده باشند، انحراف از مسیر را به حداقل می‌‏رساند.

بسیارى از تحولات پرشتاب کنونى محصول آگاهى انسان به حضور خویش در متن آینده است. آینده‌آگاهى از هنگامى در انسان ظاهر شد که براى نخستین ‌‏بار از آن‏چه در اختیار داشت ذخیره‏‌اى براى مصرف بعدى اندوخت و تا بدان‏‌جا پیش رفت که با اتکا به روش‌‏شناسی‌‏هاى کمّى و کیفى پیشرفته‌ی کنونى، زمینه‏‌ساز رقم زدن و شکل دادن به آینده شد. علم، آینده‏‌نگری‌‏اى است که با نگاه خوش‏بینانه و امیدبخش ادعا دارد که به اتکاى آن، می‌‏توان فرایند شکل‌‏گیرى امور را به گونه‌‏اى هدایت کرد که به سود جامعه‌ی بشرى باشند.

اما خودآگاهى در متن زمانِ حال است که زمینه را براى تأمل و بازاندیشى درباره‌ی کیفیت حضور در هستى و درست و نادرست بودن مسیرى که طى شده و جهت‏‌گیرى به سوى آینده و به بیان کلی‌‏تر، نقد وجودى انسان در متن گستره‌ی هستى چندکیهانى3 (multiverse) آماده می‌‏سازد. این همان خِرد انتقادى است که از ترکیب سه وجه زمان‌‏آگاهى: آگاهى به حال، گذشته و آینده حاصل می‌‏شود. بدون خِرد انتقادى، انسان چگونه می‌‏تواند در این هستى پرتلاطم و بحران‏‌خیز و توفانى، زندگىِ خود را سامان دهد؟

خلاقیت علمى، فن‏‌آورانه و هنرى‏

عنصر دیگرى که در فرهنگ وجود دارد و به گونه‌‏اى ژرف و پررمز و راز رابطه‌ی انسان را با هستى تعریف می‌‏کند، «هنر» است. هنر، پردامنه‏‌ترین و زیباترین تجلى خلاقیت انسان است. چیزى است که در سطحى عمیق و پرمعنا، رابطه‌ی انسان را با دنیاى درون و جهان بیرونى به گونه‏‌اى بیان می‌‏کند که به زندگى و درواقع، به هستى معنا می‌‏بخشد و رابطه‌ی انسان را با هستى در سطحى دیگر برقرار می‌‏کند.

هنر، همگام با فن‏‌آورى خلق شد، گاه با فن‌‏آورى و گاه علیه آن و انسان را در سفر پرفراز و نشیب و پررمز و راز «بودن» و «شدن» ـ در طبیعت یا بیرون از طبیعت ـ به عنوان مهم‏ترین ابزار خلق و بیان احساس و اندیشه و تجربه‌ی وجودى همراهى کرده است. بدون هنر، هستى انسان در محیط تکنولوژیک و طبیعى ـ هر دو ـ سرد و خالى از روح و حتى ناممکن می‌‏نماید.

امروزه، رابطه‌ی هنر، علم و تکنولوژى ـ سه برآیند تحول‌‏آفرین و تمدن‌سازِ خلاقیت انسان ـ رابطه‌‏اى همیارانه (symbiotic) است. هیچ کدام بدون دیگرى قادر به ادامه حیات نیستند. اگر خلاقیت را فرایندى بدانیم که در آن ایده‌ی جدید خلق می‌‏شود، پس می‌‏توان گفت که علم، تجلى عقلانى خلاقیت است و سازوکار آن بر اساس عقل و ابزار و روش هم علمى است. به کمک سازوکار تعقل و ابزار و روش علمى است که کشف، اختراع و به طور کلى شناخت علمى حاصل می‌‏شود. فن‌‏آورى، محصول فرایند نوآورى است و طى آن دستاوردهاى علمى به ابزار و روش‌‏ها و سامانه‌های کاربردى و عملى و اندیشه‌های کارساز تبدیل می‌‏شوند. www.zibaweb.com

اما هنر، خلاقیت وجودى انسان و فراتر از عقلانیتِ علم و عمل‏‌گرایى تکنولوژى، به کار خلق مشغول است. اگر علم و تکنولوژى با عقل و شعور عقلانى و خِرد ابزارى انسان سروکار دارند، می‌‏توان گفت هنر از دل و روح و جان انسان برمی‌‏خیزد. بدین‌‏ترتیب، سرمنشأ خلاقیت علمى و تکنولوژیک، فعالیت‌هاى خودآگاه و ناخودآگاه عقلانى مغز انسان است، ولى خلاقیت هنرى بیشتر نه در عقل، بلکه در ژرفاى جان فعال می‌‏شود.

نکته‌ی مهم‏تر آن است که به‌‏رغم تفاوت‌هاى ساختارى، علم بدون فن‌‏آورى نمی‌‏تواند به رشد خود ادامه دهد و فن‌‏آورى نیز بدون بنیان علمى قابل تصور نیست ولى هر دوى آن‏‌ها، به‌ویژه فن‌‏آورى، براى حفظ و اشاعه‌ی دستاوردهاى خود به هنر نیاز دارند. از این مهم‏تر، هنر بسترى ذهنى فراهم می‌‏آورد که در آن ایده‌‏ها و اندیشه‌های لازم براى خلاقیت علمى و فن‏‌آورانه پدید می‌‏آیند. ادامه‌ی حیات هنر، خواه کلاسیک یا مدرن، به پدیده‌های علمى و تکنولوژیک و اساساً به دستاوردهاى علم و تکنولوژى بیش از پیش وابسته شده است. هر قدر پیشتر می‌‏رویم، رابطه‌ی میان آن‏ها تنگاتنگ‌‏تر و درآمیخته‏‌تر می‌‏شود تا آن‏جا که مرزبندی‌‏هاى متعارف میان علم، تکنولوژى و هنر روز به روز کم‏رنگ‌‏تر می‌‏گردد و از آن مهم‏تر، جداسازى قلمروى الزامات این سه دشوارتر می‌‏گردد؛ درست همان‏‌گونه که دیگر مرزبندى میان اقتصاد، فرهنگ و سیاست چندان آسان نیست. به معنایى دیگر، شناخت، تحلیل و راه‌‏حل‌‏یابى براى این پدیده‏‌ها با نگاه کاهش‌‏گرا (reductionist) و تک‏‌بُعدى راه به جایى نمی‌‏برد. تفکر یک‏پارچه‏‌نگر (integrative) و ترکیب‌‏گر و سامانه‌‏گرا، پارادایمى است که می‌‏تواند کنه پیچیده و ترکیبى این پدیده‌‏ها را بشکافد و به شناخت واقع‏‌بینانه دست یابد.

بدین‏‌ترتیب، شاید در یک جمع‏‌بندى کوتاه بتوان گفت که خلاقیت، انسان را در مسیرى قرار می‌‏دهد که بازگشت از آن نه ممکن و نه مطلوب است. رمز و راز قضیه در این است که خلاقیت نه تنها منشأ تحول زندگى بشر شده است، بلکه تحولاتى را پدید آورده است که به طرزى ژرف و شگفت‌‏انگیز قدرت، توانایى و دامنه‌ی خود خلاقیت انسان را نیز توسعه داده است. ماشین عظیمى به راه افتاده است که متوقف ساختن آن نه جایز و نه ممکن است، تنها می‌‏توان دو کار انجام داد: اول، ضمن جبران غفلت گذشته به منظور فراهم آوردن زمینه براى شکوفایى خلاقیت افراد در جوامع توسعه‏‌نیافته‌‏اى که ذخایر فکرى آنان دست‏‌نخورده مانده است، به خلاقیت‌ها جهت و معنا بخشید و دوم، استفاده از دستاوردهاى خلاقیت بشرى را در حوزه‌های راهبردى و سرنوشت‏‌ساز خردمندانه مدیریت کرد.

با نگاهى به وضعیت کنونى جوامع و کشورها، به‌ویژه بررسى نتایج رتبه‌‏بندی‌‏هایى که در زمینه‌های مختلف توسط سازمان‏‌هاى گوناگون انجام شده است، متوجه واقعیتى تکان‌‏دهنده می‌‏شویم و آن این‌که کشورهایى که در صدر رتبه‌بندی‌های علمى و تکنولوژیک قرار دارند، همان‏‌هایى هستند که در عرصه‌ی هنر نیز دستاوردهاى زیادى دارند.4 همه‌ی این کشورها از ساختارهاى حکومت دموکراتیک برخوردارند. به بیانى دیگر، در فهرست کشورهاى داراى بالاترین دستاورد علمى، تکنولوژیک و هنرى، اثرى از کشورهاى داراى نظام‌هاى حکومتى خودکامه و غیردموکراتیک دیده نمی‌‏شود. ازاین‏‌رو، به نظر می‌‏رسد که خلاقیت در این سه عرصه از قاعده‌ی مشابهى پیروى می‌‏کند. در نتیجه، پاسخ‏‌گویى به این پرسش‏‌ها بسیار مهم است: آیا میان رشد خلاقیت در معناى عام و دموکراسى رابطه‌‏اى وجود دارد، آیا نوعى همبستگى مثبت بالاى آمارى به چشم می‌‏خورد؟ اگر پاسخ مثبت است، علت چیست؟ در زیرساخت دموکراتیک حکومت چه چیزى نهفته است که خلاقیت را در عرصه‌های علمى، تکنولوژیک و هنرى شکوفا می‌‏سازد؟

نتیجه‏

از دید تحلیلى، خلاقیت در جایى شکوفا می‌‏شود که براى آن تقاضایى مؤثر وجود داشته باشد. در کشورهاى داراى نظام حکومت دموکراتیک، مردم از طریق نهادهاى منتخب در فرایند تعیین سرنوشت خود نقشى فعال ایفا می‌‏کنند. نهادهاى منتخب به نهادهایى گویند که اعضاى آن به نمایندگى از جانب مردم، از طریق انتخابات آزاد انتخاب می‌‏شوند. مجلس نمایندگان مردم نمونه‌ی بارزى از نهادهاى منتخب است. بدین‌‏ترتیب، انتخابات آزاد ویژگى مهم نظام دموکراتیک است. حکومت منتخب، براى بقاى خود چاره‌‏اى ندارد جز پاسخ‌‏گویى به خواسته‌های مردمى که آن را برگزیده و بدان مشروعیت بخشیده‏‌اند. در دنیاى پرتحول امروز، دولت‌ها و حکومت‌ها دایماً با مسائلى مواجه می‌‏شوند که براى حل آن‏‌ها باید راه‌‏حل جدیدى خلق کنند. این اصل در مورد همه‌ی مسائل سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، علمى و... صادق است. درواقع، در این جوامع خلاقیت به اهرم اصلى راه‏‌حل‌‏یابى تبدیل شده است و از این‏‌رو، براى آن تقاضاى مؤثر و رو به رشدى وجود دارد. نظام حکومت نیز این ضرورت را درک کرده است و خلاقیت را فضیلتى می‌‏داند که باید شرایط بروز و توسعه‌ی آن را فراهم سازد.

ویژگى ممتاز نظام دموکراتیک، آزادى بیان و تحمل انتقاد و مخالفت و ارزش قائل شدن براى تنوع و گوناگونى نیست، بلکه رشد خلاقیت، به‌ویژه خلاقیت هنرى است که در چنین فضایى به‏‌بار می‌‏نشیند و شکوفا می‌‏شود. از سوى دیگر، چون نظام دموکراتیک در برابر مطالبات مردم، به‌ویژه انتظار آنان براى برخوردارى از مواهب توسعه و پیشرفت و عقب نماندن از جهان پاسخ‌‏گوست، مجبور است جامعه را به گونه‌‏اى اداره کند و سازمان دهد که از کارآمدى و اثربخشى بالایى برخوردار باشد؛ بنابراین ناگزیر است به‏‌تدریج از الگوهاى ناکارآمد مدیریت بوروکراتیک دست بردارد و به سمت الگوهاى منعطف و پیشرفت‌ه‏اى گام بردارد که به بهترین وجه در بنگاه‌های اقتصادى، اثربخشى خود را به اثبات رسانده ‏اند. مهم‏ترین آسیب‏‌شناسى بوروکراسى، ایجاد فضایى است که نه تنها مشوق خلاقیت نیست، بلکه به عکس، آن را در نطفه از بین می‌‏برد. بدین‏‌ترتیب، خلاقیت‌ها، به‌ویژه خلاقیت هنرى، با برداشتن موانع بوروکراتیک شکوفا می‌‏شوند.

اما نظام‌هاى غیردموکراتیک بقاى خود را در حفظ وضع موجود و نه در همگامى با تحولات می‌‏دانند. در این نظام‌ها، حکومت از خلق پاسخ تازه براى مسائل نه تنها استقبال نمی‌‏کند، بلکه آن را تهدیدى براى بقاى خود می‌‏داند. بدین‏‌ترتیب، در جوامع داراى این‌گونه نظام‌هاى حکومتى، براى خلاقیت تقاضاى مؤثرى وجود ندارد و پاسخ‌های خلاق و افراد خلاق آشکارا یا پنهانى سرکوب می‌‏شوند. البته شواهد نشان می‌‏دهد که مسئله پیچیده‌‏تر از آن است که با چنین سرکوب‏‌هایى حل شود. تاریخ پُر است از مثال‏‌هایى حاکى از آن که در شرایط سرکوب و اختناق حکومت‌هاى استبدادى، آثار برجسته و ماندگارى توسط افراد خلاق به‌ویژه در عرصه‌ی هنر خلق شده است. ولى به‌نظر می‌‏رسد که امروزه وضع تغییر کرده باشد، زیرا هم قاعده‌ی بازى تغییر کرده و هم شرایط محیطى دگرگون شده‌‏اند.

توسعه‌ی جوامع در ابعاد گوناگون بدون دست‏یابى به ظرفیت‌هاى علمى، تکنولوژیک و هنرى پیشرفته میسر نیست. این ظرفیت‌ها از طریق ایجاد فضاى مناسب براى شکوفایى خلاقیت‌ها، به‌ویژه در سرمایه‌های انسانى آینده یعنى کودکان و جوانان ساخته می‌‏شوند. در عرصه‌ی اقتصاد، سرمایه‌ی انسان خلاق از طریق کمک به کسب، حفظ و توسعه‌ی مزیت رقابتى، ثروت پایدار می‌‏آفریند. در عرصه‌ی سیاست، حاکمان و سیاست‏مداران خلاق براى مسائل پیچیده و پُرابهام و نوظهور راه‏‌حل‌‏هاى مناسب‌‏ترى برمی‌‏گزینند و در عرصه‌ی فرهنگ، مدیران و سیاست‏گذاران خلاق قدر و ارزش خلاقیت و سرمایه‌های خلاق خود را بهتر درک می‌‏کنند و شرایط بهترى براى رشد و توسعه‌ی آنان فراهم می‌‏آورند. نقطه‌ی مقابل این تحولات، پارادیم خودکامگى است که چنین ظرفیت‌هایى را قبول ندارد.

به‌هرحال، در جهان پیچیده و پرآشوب کنونى، بُرد با جامعه‌ای است که حاکمانش با تکیه بر سرمایه‌های انسانى امور را به‌‏گونه‌‏اى اداره کنند که افراد جامعه نه‏‌تنها در بحران‌‏ها کمتر آسیب ببینند، بلکه جامعه بتواند از فرصت‌هاى ایجادشده براى توسعه‌ی پایدار به نحوى شایسته استفاده کند. در چنین جامعه‌ای، فضایى پدید می‌‏آید که در آن سرمایه‌ی انسانى از جایگاه مهمى برخوردار می‌‏شود و شرایط براى رشد استعدادها و قابلیت‌ها کاملاً مهیا می‌‏گردد. بدین‌‏گونه، مسئله‌ی «فرار مغزها» جاى خود را به «جذب مغزها» خواهد داد.

می‌‏گویند جنگ واقعى کشورها در دهه‌های آینده نه بر سر انرژى خواهد بود و نه بر سر بازارها، بلکه جنگ واقعى براى سرمایه‌های انسانى است. ازاین‏‌رو، کشورها بیش از پیش به افرادى نیاز دارند که استعدادها و قابلیت‌هاى وجودی‌‏شان به گونه‏‌اى پرورش یافته باشد که از دانش، تخصص، مهارت و از همه مهم‏‌تر، توانایى تفکر خلاق به خوبى برخوردار باشند. آنان، این‌گونه افراد را هر کجا که باشند و به هر قیمتى که باشد، جذب خواهند کرد.

با نگاهى کلى، می‌توان گفت که امروزه جامعه‌ی بشرى بیش از همیشه به خلاقیت نیاز دارد. تأثیرگذارى بر روندهاى کلان جهانى و اصلاح اشتباهات گذشته‌ی جامعه‌ی بشرى و تصحیح مسیر، بدون خلاقیت محال است؛ اما خلاقیتى که به پاسخ خردمندانه بینجامد. ظرفیت خلاقیت بشرى تاکنون کمتر در راه تولید خِرد صرف شده است ولى اکنون باتوجه به ماهیت مسائل، لازم است به خلق خِرد بپردازیم. بدون خِرد دستاوردهاى علمى، فن‌‏آورانه و هنرى انسان به نیک‏‌بودى و خوش‏‌فرجامى و تأمین زندگی‌‏اى با کیفیت بهتر براى همه‌ی ساکنان زمین و رفع فقر و نابرابرى و بی‌‏عدالتى و پایان جنگ و امن کردن جهان و حل مشکلاتى که در اثر بی‌‏خِردى حاکمان پدید آمده است و از همه مهم‌‏تر، به بازگرداندن تعادل اکولوژیک ـ آنتولوژیک منجر نخواهد شد. تنها خِرد می‌‏تواند زنگار تلخ نفرین را از خلاقیت بزداید و آن را به موهبت واقعى بشر تبدیل کند.


یادداشت‌ها

1. (Genom)؛ مجموعه‌ی کامل کروموزم‌هاى هر موجود زنده‌‏اى را گویند.

2. مراجعه کنید به گزارش‏‌هاى سازمان ملل، از جمله گزارش سال 2005 سازمان UNDP درباره‌ی توسعه انسانى.

3. مراجعه شود به نظریه‌‏هاى جدید فیزیک، از جمله نظریه‌های String theory و M-theory. به‌ویژه در آثار Michio Kaku که معتقد است باید مفهوم چندکیهانى (Multiverse) جایگزین مفهوم تک‏‌کیهان (Universe) شود زیرا که مدام کیهان‌‏هاى جدیدى در حال تولد هستند.

4. مراجعه شود به جداول رتبه‌‏بندى کشورها بر حسب شاخص توسعه‌ی انسانى که توسط UNDP هر ساله منتشر می‌شود. رتبه‌بندی‌های مذکور توسط دانشگاه هاروارد و موسسه‌ی OECD در زمینه‌ی علوم و فن‌‏آورى و رتبه‌بندی‌های مربوط به دستاوردهاى اقتصادى توسط مجمع جهانى اقتصاد و مؤسسه Heritage و چند سازمان دیگر انجام می‌شود.

تهیه کننده : شهیندخت - خوارزمى از وبلاگ تفکر نو www.tafakorno.blogfa.com

خلاقیت در زیبا سازی شهریwww.zibaweb.com

بسیاری از ما در شهرها زندگی می کنیم ، ولی هنگامی که با کمی دقت به اطراف خود نگاه می کنیم ، در می یابیم شهرها تبدیل به موزه هایی شده اند که نازیبایی ها را به نمایش گذاشته اند. به هنگام طلوع آفتاب ، کوچه ها و خیابانها با دستان زحمت کش و پرکار نیروهای خدماتی شهرداری از آلودگی ها پاک می شوند و در انتهای روز ، تمامی سطح کوچه و خیابانها پر از زباله می شود . کمتر کوچه و خیابانی را می توان یافت که با گل و گیاه و با نظمی در خور تحسین آراسته شده باشد ، به گونه ای که با عبور از آن ، روح انسان تلطیف یابد. در نمای ساختمان ها خبری از بکارگیری فضای سبز نیست و بسیاری از مردم اطلاعاتی در خصوص زیبا سازی و طراحی فضای سبز ندارند و خلاصه کلام آنکه خبری از خلاقیت انسان ها برای زیبا سازی شهر نیست .

حال این سوال در ذهن ما شکل می گیرد که چرا کوچه ها و خیابان ها نازیبا هستند؟

شاید چندین علت وجود دارد:

1- روشی برای مشارکت دادن مردم در زیباسازی شهری طراحی نشده است .

2-مردم از آموزش های لازم برای یک زندگی شهروندی موفق برخوردار نشده اند

3-مردم هنوز به نقش زیبا سازی شهرها و تاثیرات روانی آن بر جسم و روان خود اطلاع ندارند.

4-مردم گاهی زیباسازی شهرها را با چراغانی کردن و مصرف بی رویه برق مترادف می دانند.

5-فرصتی برای خلاقیت انسان ها برای زیباسازی شهرها در نظر گرفته نشده است .

هنگامی که از یک مجتمع مسکونی و یا منزل شخصی خود خارج می شویم و به داخل کوچه می رویم در می یابیم که به محیطی قدم گذاشته ایم که دیگر کسی در فکر زیبا نمودن آن نیست و شهرداری نیز از منابع انسانی کافی برای حضور در تمامی اجزای شهر برخوردار نیست و چه بسا برای حضور در تمامی قسمت های شهر ، نیاز به لشکری بیکران از انسانهاست که امکان تامین آن نیز امکان پذیر نخواهد بود و تنها باید روشی جدید برای مشارکت مردم در زیبا سازی کوچه ها خلق کرد.

یکی از پیشنهاداتی که می توان برای خلاقیت در زیباسازی و طراحی فضای سبز کوچه ها مطرح نمود ، ایجاد مدیریت کوچه ها و خیابان هاست .

امروزه ضروری است اهالی یک کوچه با انتخاب یک فرد شایسته ، رقابتی را با دیگر کوچه ها برای پدید آوردن مکانی زیبا آغاز نمایند و اگر قوانینی برای شکل گیری مدیریت کوچه ها با مشارکت مردم تدوین شود ، می تواند نتایج زیر را در پی داشته باشد:

1- ایجاد اوقات فراغتی سالم برای مردم در کوچه ها برای زیبا سازی

2-پدیدار شدن خلاقیت های جمعی برای زیبا سازی

3-شناخت مردم نسبت به یکدیگر و شکل گیری فعالیت های جمعی در سطح یک کوچه

4-شناخته شدن افراد توانمند و متخصص در یک کوچه و بهره گیری از این قابلیت جهت تحول در زیبا سازی

5-رشد همبستگی در میان مردم یک کوچه و گره خوردن سرنوشت افراد به یکدیگر

6-ایجاد روح جمعی در محیط یک کوچه و ارتباط نزدیکتر مردم به یکدیگر و یاری رساندن به یکدیگر در مواقع سخت

7- افزایش امنیت به علت حساس شدن مردم نسبت به سرنوشت یکدیگر

8- افزایش دانش و مهارت مردم یک کوچه در اثر آموختن از یکدیگر و انجام تجربیات جدید در زمینه زیبا سازی

9-تلاش مردم جهت جلوگیری از آلودگیها در شهر و آموزش کودکان در اثر این مشارکت جمعی

10-شناسایی افراد نخبه در عرصه زیباسازی و بکارگیری از وجود آنان در تصمیم گیریهای کلان شهر

12-زیبایی شهر و علاقمندی جهت پیاده روی در کوچه ها ها و لذت بردن از زیباییها و ایجاد مناظر بدیع و نو در شهر به گونه ای که شهر تبدیل به یک موزه می شود.

13-آرامش روانی به علت ایجاد محیط زیبا WWW.ZIBAWEB.COM

14-فعال شدن کلاس های زیبا سازی در شهرها و ارتقاء فرهنگ زیباسازی و طراحی فضای سبز شهری

15-برگزاری مسابقات شهری در خصوص انتخاب زیباترین کوچه های شهر به همراه جوایز ویژه برای ساکنین آنها و حمایت مالی از کوچه ها توسط شهرداری و تبدیل آنها به مکان هایی برای بازدید توریست های خارجی

16-ایجاد تحول در شهرها و همه گیری آن در سطح کشور

17- تبدیل کشور به یک جاذبه توریستی در سطح دنیا و تعامل با دیگر فرهنگ های جهان و تکامل فرهنگی کشور و زمینه سازی برای ایجاد رشد وتوسعه سریع ترپس بیاییم برای زیبا سازی شهرها ، تفکر نماییم و با خلاقیت ، شیوه های نو یی را برای رسیدن به این هدف بوجود آوریم .

نویسنده : حمید میرزاآقایی

را ههای پرورش خلاقیت

مقدمه www.zibaweb.com
خلّاقیت در انسان یک پدیده چالش پذیر، پرتضاد و مجذوب کننده است. ارنست یونگ به پسر خود که تصویری از یک سبد پر از میوه کشیده بود گفت: پسرم تو در خور ستایش و تحسینی; چون به چیزی پرداخته ای که درخور همگان است. روزی تشنه چیزی خواهی بود که در دسترس نیست و آن گاه میوه هایی خواهی کشید که هیچ کس تا حال آن ها را نچشیده است و آن روز است که تنها خواهی بود.

در واقع، عامل خلّاقیت یکی از چندین عواملی است که در بستر مفهوم «زندگی اجتماعی» آدمی قابل طرح و بررسی بوده و به نوبه خود پیامدهای گوناگونی را نیز در برداشته است.

تعریف خلّاقیت
به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.1

به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.2

متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.

به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

خلّاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است; چیزی که گیلفورد (Guilford) آن را تفکر واگرا3نامید. تفکر واگرا، تفکری است متفاوت از جریان های فکری موجود.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت
ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟ تورنس (Torranc) تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.4

بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.5

راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

1. ایمنی روان شناختی
این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.

ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی
هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.6

برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.7

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها
مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)
بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران
راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات
هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل
این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق
یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن
این همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود. این امر صرفاً خستگی ذهنی نیست. فرد کار را کنار می گذارد; چون مرتب همان پاسخ های قدیمی به ذهنش می آیند. از این رو، نیاز دارد که ذهنش شکسته شود. در این فاصله ممکن است بخوابد، رمان بخواند، به مسافرت برود، یا هر کار دیگری را انجام دهد.

8. تلاش برای ارتباط
به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

در مورد خلّاقیت، الگویی برای آموزش در کلاس ارائه شده است. این الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسی، روش های تدریس و مهارت های تفکر واگرا و مولد. این الگو خلأ بین یادگیری شناختی و عاطفی را پر می کند.8

از جمله سبک های ارائه شده در گستره موضوعات درسی می توان به این موارد اشاره کرد: استفاده از مغایرت ها، استفاده از تمثیل، توجه دادن به کمبودهای موجود در دانش، تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات، استفاده از سؤالات محرک با استفاده از روش فهرست صفات، تقویت تفکر ابتکاری، طراحی جستجوگری، توجه دادن به اهمیت تفسیر و... .

سندرز وسندرز در کتاب آموزش خلّاقیت از طریق استعاره تأکید می کنند که برای پرورش خلّاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر واگرا داده شود و آنان را از انجام فعالیت های کلیشه ای و قالبی برحذر داشت. این پژوهندگان مانند بسیاری دیگر به تفاوت کارکرد بخش راست و چپ مغز اشاره می کنند و معتقدند که نیمکره چپ، عموماً مسئول تفکر همگراست. آن ها اشاره می کنند که بخش راست مغز آن دسته از فعالیت هایی را تولید، کنترل و اداره می کند که در دسته تفکر واگرا قرار دارد. این افراد معتقدند که نظام آموزش حاکم در همه کشورها صرفاً به پرورش بخش چپ مغز می پردازند.

یکی از راه های پرورش خلّاقیت، افزایش اعتماد به نفس است. هرقدر اعتماد به نفس افزایش یابد خلّاقیت نیز افزایش می یابد.9

زمینه‌های شکوفایی خلّاقیت
عوامل متعددی در رشد خلّاقیت کودکان مؤثرند. بدون شک خانواده مهم ترین نقش را در کنترل و هدایت تخیّل و ظهور خلّاقیت ها دارد. زمینه رشد خلّاقیت کودکان با فراهم نمودن فرصت های لازم برای سؤال کردن، کنجکاوی و کشف محیط پدید می آید. مهم ترین آفت خلّاقیت های ذهن تهدید و تنبیه های فکری می باشد. بچه های خلاق نیاز به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی دارند.10

در کنار خانواده، دومین عامل که بسیار مهم است مدرسه می باشد. مدرسه نقش مهمی در شکوفایی خلّاقیت های کودکان دارد. سن وارد شدن به مدرسه سن بسیار حساسی است. عواملی نظیر تکالیف زیاد، حفظ کردن مطالب، داشتن انتظارات یکسان از تمام دانش آموزان و توجه نداشتن به تفاوت های فردی با وجود کلاس های پرجمعیت، و سرانجام، عدم شناخت ویژگی های کودکان خلاق، قدرت خلاقیت کودکان (بخصوص در سنین 8 تا 10 سالگی) را کاهش می دهد. زمانی که کودک مجبور می شود با معیارهای مدرسه سازگار شود و به ناچار از رفتار هم سن و سالان خود پیروی کند، خلّاقیت های او کمتر می شود.11

استرنبرگ و ویلیافر پیشنهادهای ذیل را برای تربیت خلاق دانش آموزان ارائه کرده اند:

ـ شاگردان را به ارائه تعریف مسئله و تعریف مجدد از آن تشویق کنید.

ـ افراد را تشویق کنید تا ایده های فراوان تولید کنند.

ـ دانش آموزان را به خاطر سؤال هایی که در ذهنشان شکل می گیرد تشویق کنید.

ـ تشخیص موانع و تلاش برای فایق آمدن بر آن ها را به شاگردان آموزش دهید.

ـ حساس بودن به محرک های محیطی و پیگیری آن ها را تشویق کنید.

ـ شاگردان را ترغیب کنید تا از زاویه دیدهای گوناگون به مسائل نگاه کرده، تصورات ذهنی مختلف را در ذهنشان ایجاد کنند.

برخی از پژوهشگران نیز شیوه تفکر سقراطی دیالکتیکی را خاطرنشان ساخته اند که این روش سه مرحله دارد:

گام اول. طرح پرسش های منظم;

گام دوم. سودجویی از روش;www.zibaweb.com

گام سوم: دستیابی به یک تعریف کلی.12

بوومن و روتر درباره تأثیر بازی های الکترونیکی در افزایش خلّاقیت کودکان و نوجوانان مواردی را پیشنهاد می کنند که بر میزان توانمندی کودکان در حل مسائل می افزایند:

1. بازی‌های جور کردنی: در این بازی ها کودکان می توانند انواع چهره های گوناگون، بدن ها، پاها و... که رایانه در اختیار آن ها قرار می دهد انتخاب کرده، با جور کردن دلخواه آن ها به تهیه چهره های مورد علاقه خودشان بپردازند.

2. چهره آرایی: در این بازی ها، بازیگران می توانند به انتخاب قسمت های مختلف یک چهره مانند مو، چشم، سبیل، ریش و حتی مواردی مانند عینک که به صورت افزوده می شود دست بزنند. علاوه بر این، بازیگران از این امکان برخوردارند که رنگ های مختلفی را برای موارد پیش گفته شده در نظر گرفته، آن ها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحی کنند.

3. نطق‌های بدون نوشته: در این بازی ها کودکان می توانند دست به جایگزین کلمات و ارائه موضوع های جدید در داستان هایی که روی حافظه رایانه وجود دارند بزنند. در سطحی فراتر از این، آن ها می توانند با تعریف داستان دلخواهشان برای رایانه نسبت به ثبت آن اقدام کرده و به این ترتیب، اثر جدیدی خلق کنند.

4. فیلم های کوتاه: در این بازی ها، بازیگران با کشیدن تصاویری، دست به تهیه یک فیلم متحرک می زنند.

5. موسیقی: در بازی رایانه ای با نت های موسیقی، بازیگران این امکان عمل را می یابند که در نت های موسیقی که روی حافظه رایانه ثبت شده است تغییرات دلخواهشان را پدید آورند.13

نوشتن خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت، بر نگارش خلاق به عنوان روشی که به افزایش خلّاقیت آزمودنی ها می انجامد تأکید کرده اند. دقیتون نوشتن خلاق را به شرح زیر تعریف می کند: نگارش خلاق به متنی اطلاق می شود که فرد در آن به طرح ابعاد عاطفی و هیجان پر لطف و زیبای موردنظرش بپردازد، بدون آنکه برای پردازش پندارها و تصورات خودش مجبور به نادیده انگاشتن واقعیات شده یا منطق را به کناری وانهد.

کوچ (1997) در مقاله ای با عنوان «درها را بگشایید، ابراز وجودتان سد راه است»، برای تربیت خلاق شاگردان توصیه می کند آن ها در جریان نگارششان متن موردنظر را در اوج هیجان ممکن تهیه کرده و در جریان آن، به بیان عواطف و احساساتشان بپردازند و در این راه هیچ محدودیتی برای خودشان قایل نشوند.

تورنس یادآور می شود از آنجا که شاگردان ابتدایی علاقه وافری به نوشتن نشان می دهند، اولیای مدارس می توانند از انگیزه مزبور سود جسته، شاگردان کلاس های سوم تا ششم را به سمت تهیه روزنامه دیواری در مدرسه سوق دهند.14

در این روش، ارائه تکالیفی با عناوین آزاد، تکمیل داستان هایی که قسمت هایی از آن ها حذف شده اند، مسابقه یافتن لغات مترادف پیشنهاد شده است. واجنریب (1998) در روش حذف کلمات خویش پیشنهاد می کند که متن کوتاهی را می توان با سرعت متوسطی برای دانش آموزان کلاس قرائت کرد و در حین خواندن، برخی از کلمات آن را حذف کرد و به جای آن نقطه گذاشت. سپس دانش آموزان را به گروه های کوچکی تقسیم کرد و از آن ها خواست تا به بازنویسی کامل داستانی که شنیده اند بپردازند.

اسبورن پیشنهاد مسابقه گذاشتن بین شاگردان برای یافتن لغات مترادف را ارائه کرده است. این مسابقه با یافتن کلمات مترادف عینی شروع شده، به یافتن کلمات مترادف غیرعینی و ذهنی می انجامد که کار دشوار و خلاقی بوده، مستلزم حرف آفرینندگی بسیاری است.

کوریل و نابولیلو (1996) پیشنهاد می کنند که به ارائه تصاویری مبهم به شاگردان بپردازند، سپس آن ها را به تهیه متنی خلاق بر مبنای آنچه مشاهده کرده اند، وادارند.

پست من در دو مقاله با عناوین «سکوت» و «رؤیاهای حیوانات» از کودکان می خواهد تا به صدای سکوت گوش فرا داده، سپس در مورد آنچه به ذهنشان خطور می کند شعر بگویند. نویسنده یادآور می شود کودک با گوش دادن به صدای خاموش ناگهان خود را با انبوهی از صداهای برآمده از جهان مواجه می بیند که وی را هدف قرار داده و به سوی او رو کرده اند.

او همچنین از کودکان می خواهد تا برای تهیه متنی خلاق به رؤیاهایی که حیوانات در جریان خوابشان می بینند فکر کرده، آنچه که در این رابطه به ذهنشان خطور می کند به شعر درآورند.

بارش مغزی
دکتر اسبورن چهار قاعده اساسی را برای روش بارش فکری ارائه کرده است. این روش ها عبارتند از: WWW.ZIBAWEB.COM

1. ممنوعیت انتقاد; 2. آزادی ارائه ایده ها; 3. مطلوبیت کمیت; 4. مطلوبیت ترکیب ایده ها.15

اسبورن به نقل از آرنولد می نویسد: بارش مغزی به این دلیل با موفقیت روبه رو شده است که در آن، محیط ایده آلی برای ابراز آزادانه شخصیت وجود دارد; به این معنا که در بارش فکری، محیطی که حاوی امنیت و آزادی روانی است پدید می آید. در چنین محیطی ارزیابی بیرونی از بین رفته، فرد ترسی از تمسخر دیگران نخواهد داشت. من قانع شده ام که امکان دارد یک فرد نیز بتواند یک گروه یورش فکری تشکیل بدهد که خودش تنها عضو آن باشد.

برخی از مردم نیاز به یک گروه دارند که در آن ها جرقه ای ایجاد کند و آنان را به تدبیر یک فهرست طولانی از راه های مختلف برای حل یک مسئله وادارد، در صورتی که خود گروه ممکن است مستقیماً در این زمینه کمکی به آن ها نکند.

مطالعه خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت با اعتقاد به اینکه امکان آموزش خلّاقیت وجود دارد درصدد برآمده اند تا روحیه ای فعال، جستجوگر، انعطاف پذیر، پرشور و هیجان زده را در جریان مطالعه ایجاد کنند تا مطالعه به خواندن خلاق و آفریننده بدل شده، متضمن افزایش خلّاقیت خوانندگان باشد.

یکی از روش های ساده که برای مطالعه خلاق پیشنهاد شده این است که از خواننده خواسته شود در جریان مطالعه از خود بپرسد: مؤلف چه می گوید، از آنچه که مؤلف می گوید چگونه و در کجا می توان سود جست؟ بدین سان، خواننده به جای پیش گرفتن سبک مطالعه منفعل و صحنه های گوناگون، عرصه وسیعی برای جولان تخیلات خود پدید می آورد. از این رو، زیتلو پیشنهاد می کند که جوانان به مطالعه ادبیات تشویق شوند تا به این ترتیب، از مواهب آن، که به افزایش خلّاقیت آنان می انجامد، بهره مند گردد.16

تورنس به افراد بزرگسالی که برای کودکان کتاب می خوانند توصیه می کند داستان را به گونه ای بخوانند که گویی داستان در حال وقوع است.

به عبارت دیگر، بچه ها باید آنچه را که می شنوند با قدرت تصورشان بازسازی کرده، خود را در فضای عاطفی داستان قرار دهند و سعی کنند عیناً تصاویر و پندارها، صداها و رایحه های توصیف شده و نشده را احساس کنند.17

رسانه‌های جمعی، بخصوص تلویزیون، بیشترین نقش را در چگونگی پرورش تخیّل و شکوفایی خلّاقیت به عهده دارند. هر آنچه تفکر کودکان و نوجوانان خلاق را می سازد، قدرت تخیّل، رهایی از کمبودهای فکری و فراهم بودن محرک های حسی و ارائه اطلاعات جدید به آن هاست. همواره باید تلاش شود که خلّاقیت های بالقوّه کودکان و نوجوانان شناخته شود.

ویژگی‌های شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، از شناخت ویژگی های شخصیتی آن ها مهم می باشد. در این زمینه ابتدا باید چند سؤال مطرح نماییم:

1. چه ویژگی هایی این افراد را از سایر مردم متفاوت می سازد؟

2. چه عواملی رشد چنین ویژگی هایی را تحت تأثیر قرار می دهند؟18

3. آیا خلّاقیت سبب پیدایش ویژگی های خاصی در افراد خلاق می شود یا صاحبان این ویژگی ها می توانند خلاق باشند؟ برای این سؤال پاسخ قطعی به دست نیامده است، ولی برخی معتقدند که در هر دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند.19

پیش از اینکه به استنباط یافته های گوناگون بپردازیم، نتایج مطالعه تورنس در مورد خلّاقیت و استعداد علمی را ذکر می نماییم.

تورنس نتیجه می گیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهره هوشی بالایی دارند ولی در خلّاقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف می شود:

او در مدرسه به هر طرف سرک می کشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت می برد، اهل تخیّل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است.20

رابطه بین خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی را می توان از زمان افلاطون مورد بررسی قرار داد. وی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پراستعداد را تجویز نمود.

معروف‌ترین تحقیق تطبیقی که درباره ارتباط ویژگی های فردی و خلّاقیت انجام گرفت متعلق به ترمن (Terman) است. ترمن از طریق آزمون های خود گزارشی و رتبه بندی های والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی ـ اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت می دهند.

بر اساس تحقیقات والاچ (Vallach)، دالاس (Dallas) و گایر (Gaier) (1970) مشخص شد که خلّاقیت به ویژگی های شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگی هایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر می رسند مربوط می شود.21

کودکان خلاق دارای ویژگی های زیر هستند:

1. قابلیت انعطاف; 2. حساسیت; 3. تحمّل; 4. احساس مسئولیت; 5. احساس همدلی; 6. استقلال; 7. خودپنداری مثبت; 8. نیاز به تماس های اجتماعی; 9. علاقه به پیشرفت.

اشتاین (1974) مطالعات انجام شده درباره ویژگی های افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگی های زیر هستند:

1. انگیزه پیشرفت بالا; 2. کنجکاوی فراوان; 3. علاقه مندی زیاد به نظم و ترتیب در کارها; 4. قدرت ابراز وجود، خودکفایی; 5. شخصیت غیرمتعارف غیررسمی و کامروا; 6. پشتکار و انضباط در کارها; 7. استقلال; 8. طرز تفکر اقتصادی; 9. انگیزه های زیاد و دانش وسیع; 10. اشتیاق و احساس سرشار; 11. زیباپسندی و علاقه مندی به آثار هنری; 12. تفکر شهودی; 13. علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد; 14. قدرت تأثیرگذاری بر دیگران.22

پژوهشگران در بررسی ویژگی های افراد خلاق به ویژگی های شخصیتی در آن ها دست یافته اند. براساس بررسی تیلر و پارون، ویژگی های مهم زیر نیمرخ روانی فرد خلاق را نمایان می سازند:

1. افکار و اعمال مستقل است و اگر فعالیت ها و ارزش های گروه با انتخاب های شخصی وی مطابق نباشد خود را تابع ارزش های گروه قرار نمی دهد.

2. گرایش دارد که در برداشت های خود از زندگی، کمتر جزئی نگر باشد.

3. به جنبه های بی اساس یا غیرمنطقی رفتار خود اذعان دارد.

4. پیچیدگی و تازگی را بر سادگی و شناخته شدگی ترجیح می دهد.

5. طنز را می پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.

پور کینزی (Porkinsy) استاد دانشگاه هاروارد، با بررسی اطلاعات آزمایشگاهی و مطالعه زندگی نامه افراد خلاق نظریه «الگوی برف دانه ای خلّاقیت»23 را مطرح کرده است. الگوی پورکینزی شش خصیصه روان شناختی مرتبط و در عین حال، متمایز را، که در افراد خلاق وجود دارد، در برمی گیرد.

وی می گوید: ممکن است افراد خلاق هر شش خصیصه را با هم نداشته باشند، اما ظاهراً هر کس تعداد بیشتری از این ویژگی ها را داشته باشد، خلاق تر است:

1. علاقه وافر به نظم: یعنی میل شدید به سادگی و ایجاد نظم و معنا بخشیدن به آنچه که ظاهراً آشفته و نابسامان است.

2. طرح مسئله: افراد خلاق با مطرح کردن سؤال درست و جستجوی مسئله درست می توانند حد و مرز رشته تخصصی خود را بشناسند و به امکان یا عدم امکان گسترش آن پی ببرند.

3. فعالیت ذهنی: فعالیت ذهنی به افراد خلاق مجال می دهد نسبت به مسائل دیدی تازه و نگرش نوین بیابند. افراد خلاق برای رسیدن به نتیجه، نکات متضاد و متناقض را با هم در نظر می گیرند. آن ها غالباً در چهارچوب قیاس می اندیشند و در حقیقت، با فرضیه های موجود مبارزه می کنند.

4. بی باکی وعلاقه به انجام کارهایی که با ریسک توأم است.

5. عینیت گرایی: اگر این ویژگی نباشد، افراد خلاق جهانی برای خود می سازند که حقیقتی ندارد.

6. انگیزه درونی: افراد خلاق کارها را به خاطر لذت و رضایت بخشی انجام می دهند و تلاشی را که برای انجام آن می کنند، دوست دارند.24

براساس تحقیقات روان شناسان انستیتوی ارزیابی و تحقیق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، از هنرمندان، تاجران، نویسندگان، ریاضی دانان، دانشمندان، معماران و... خواسته شد که خلاق ترین همکاران خود را معرفی کنند. سپس افراد بسیار خلاق در مرکزی مورد مشاهده، درجه بندی و مصاحبه قرار گرفتند. از نظر شخصیتی و عاطفی افراد خلاق با بیاناتی همچون مخترع، دلیر، روشن فکر، ماهر، منحصر به فرد، پریشان حواس و پیچیده توصیف شدند. طبق این تحقیق، مشخص شد که افراد مذکور نیازهایی هم در رابطه با سازمان یافتگی دنیا و هم خود بر ساخت تجاربشان دارند. به طور غیرمعمول هنرمندان خلاق تمایل دارند که مقدار زیادی از وقت خود را صرف جستجو و تعریف مسائل نمایند. اصرار و کوشش بر سادگی و بی آلایشی و باقی ماندن بر احساساتی که به طور طبیعی پایمال می شوند به طور برجسته در تحصیل این افراد دیده می شوند.25

به نظر کاکس هنرمندان درجه بالایی از زیبایی شناسی، گرایش به برتری جویی، اعتقاد به خودابتکاری بودن اندیشه ها و توانایی برای کوشش در دستیابی به هدف های دور از دسترس را دارا هستند.

مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمندانی که دستاوردهای اصیل و مهمی در رشته هایشان داشته اند نشان می دهد که عوامل شخصیتی نظیر استقلال در قضاوت، برخورداری از انگیزه پیشرفت، ابتکار عمل و بردباری در برابر اتهامات از جمله شرایط مهم در دستیابی به کشفیات خلاق هستند.26

لازم به ذکر است که صاحب نظران توافق کاملی درباره ویژگی های ثابت افراد خلاق ندارند. در یک بررسی تردیف و استرن برگ (Tradif & Sternberg) نظر صاحب نظران را درباره ویژگی های افراد خلاق گردآوری کردند. در این بررسی، نظر شانزده صاحب نظر بررسی شد که به ترتیب تأکیدهای بیشتری که دانشمندان روی آن ها داشته اند در سطوح زیر می آید:

1. استفاده از دانش موجود به عنوان پایه برای ایده های جدید;

2. خلّاقیت در یک زمینه بخصوص;

3. هوشیاری نسبت به نوآوری و شکافتن دانش;

4. تصمیم گیری های انعطاف پذیر و ماهرانه;

5. تفکر استعاره ای و مجازی;

6. اصالت فکر.

کلنیون در پژوهشی، ویژگی های شخصیتی 40 نفر از خلاق ترین معماران ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد. یافته های گروه نمونه با یافته های به دست آمده از دو گروه کنترل مقایسه شد. برای انجام پژوهش مزبور از تست بررسی ارزش ها و پرسشنامه شخصیتی می سه سوتا (MMPI) و سیاهه شخصیتی کالیفرنیا (CPI) استفاده گردید. کلنیون چندین ویژگی شخصیتی را در بین آن ها مورد مقایسه قرار داد; مثلا، در بررسی ارزش ها افراد گروه خلاق در مقابل معیار اقتصادی نمره کمی کسب کردند، ولی در معیار زیبایی شناسی نمره بالایی به دست آوردند.در آزمون CPI و MMPI معماران خلاق در مقیاس زنانگی نمره بسیار بالایی آوردند.

دلیل این امر نیز این است که هرچه شخص خلاق تر باشد، با صراحت بیشتری احساسات و هیجان های خود را بیان می کند و دارای علایق بی شماری است که به عنوان یک ویژگی زنانه تلقّی می شود.

در مقیاس دیگر نشان داده شده است که حس تشخیص فرد خلاق و پیچیدگی ویژگی بارزی است. آن ها در یک مقیاس هنری، طرح های پیچیده و غیرمتعادل را برمی گزیدند.

نلر ویژگی هایی از قبیل هوش، آگاهی، تسلط، انعطاف پذیری، ابتکار، شک گرایی، بازیگوشی فکری، شوخ طبعی، پایداری، بسط و گسترش، اعتماد به نفس، و ناهمنوایی را به عنوان ویژگی های خلاق شناساسی و تشریح نموده است.27

تورنس موضوعاتی از قبیل جرئت داشتن در مورد اعتقادهای شخصی، استقلال در قضاوت، بی علاقگی نسبت به پذیرش قضاوت اولیای امور و برخی خصیصه های دیگر را، که از ویژگی های کودک خلّاق به شمار می آورد، مطرح نموده است.28

در تحقیقی دیگر، معلوم شد تصور و ادراک فرد خلاق از خود در نوجوانان پایین تر از دانشجویان کالج بود و آزمودنی ها ویژگی هایی از قبیل حساسیت محیطی، هوش، فردیت، استعداد هنری و ابتکار از خود نشان دادند; همین طور که دارای پذیرش بالایی از خود و انرژی زیاد متّکی بر تفکر شهودی بودند.29

در تحقیقی دیگر، خلّاقیت و همرنگی مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدند که افراد خلاق به استقلال و خودمختاری گرایش دارند. افرادی که عزّت نفس بیشتر دارند کمتر به فشار گروه تن درمی دهند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------www.zibaweb.com

پی‌نوشت‌ها:
1ـ ر.ک: حشمت الملوک امینی، بررسی ویژگی های شخصیتی دختران 15ـ16 ساله خلاق، تهران، دانشگاه الزهراء، 1375.
2ـ استرن برگ، 1989 به نقل از: بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر، علوم انسانی و مهندسی و پزشکی دانشگاه تهران.
3. Direngent Thiking.
4ـ ر.ک: آلن بودو، خلّاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خانزاده، انتشارات چهر، 1358.
5و6و7ـ ای پل تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزشوپرورش آن ها،ترجمه حسن قاسم زاده،نشردنیای نو، 1375.
8ـ افضل السادات حسینی، تحلیل ماهیت خلّاقیت و شیوه های پرورش آن، پایان نامه دکتری تربیت مدرس، 1376.
9ـ جرارد به نقل از: افضل السادات حسینی، پیشین.
10و11ـ غلامعلی افروز، «خلّاقیت»، نشریه پیوند، ش 241، انجمن اولیا و مربیان.
12ـ اورمولر 1992، به نقل از: مرتضی منطقی، بررسی پدیده خلّاقیت در کتاب های درسی دبستان، بررسی تأثیر آموزش خلّاقیت در دانش آموزان ابتدایی و ارائه الگوهایی برای آموزش، پایان نامه دکتری، تهران، دانشگاه تهران، 1380.
13ـ بوومن و روتر 1983 به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
14ـ لیتون، به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
15ـ اسبورن، مایر 1996، برچارد 1999 به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
16ـ زیتلو، 2000، به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
17ـ ای پل تورنس، پیشین.
18ـ رابرت و ایزبرگ، 1986.www.zibaweb.com
19ـ غلامعلی افروز، «نقش اعتماد به نفس در خلّاقیت نوجوانان و جوانان»، مجله پیوند، ش 159.
20ـ ای پل، تورنس، پیشین.
21ـ ج. اف نلر، هنر و علم خلّاقیت، ترجمه علی اصغر مدد، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1369.
22ـ علی اکبر سیف، روان شناسی پرورشی، تهران، آگاه، 1370.
23. Snow moder of creativity.
24ـ ر.ک: رابرت. ال. سولو، روان شناسی شناختی، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1371.
25ـ بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر علوم انسانی و مهندسی و پژشکی دانشگاه تهران، 1379.
26ـ طاهره فتحی، بررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان رشته های هنری دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، 1374.
27ـ ر.ک: ج. اف نلر، پیشین.
28ـ ای پیل، تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزش و پرورش آن ها، ترجمه حسن قاسم زاده،دنیای نو،1375.
29ـ بتول مهین زعیم، پیشین

منبع: دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی - مجله معرفت شماره:92 (ویژه‌نامه علوم تربیتی)

****************************

آموزش خلاقیت

روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می کنیم.

1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.

2. برای طرح سؤال ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.

3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.

4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می دادند و آنها را به تفکر وا می داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می کردند"

5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."

6. از روش ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می دهد و از آنها می خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.

روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می شود.

علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که می توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید. WWW.ZIBAWEB.COM

تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می توانید این روش مطالعه را به راحتی به کارهمه رو ببندید.

از وبلاگ : tafakorno.blogfa.com

*********************

بیان خلاقیت در کودکان کم توان ذهنی

پیش از مدرسه باید برای کودکان فرصت هایی فراهم شود تا از طریق بازی آزاد و استفاده از انواع گوناگون وسایل سازنده، قوه تخیل و بیان عقاید و احساسات را در خود تقویت کنند. از آنجا که کودکان عقب مانده ذهنی در بیان تخیلات و ارائه خلاقیت ها دچار کمبود هستند، برنامه پیش از مدرسه باید طوری طرح ریزی شود که بر این جنبه بسیار تاکید داشته باشد.

برنامه پیش از مدرسه باید پیرامون بازی آزاد تدوین شود، بازی آزاد فرصتهایی برای خانه بازی، شن بازی، آب بازی، بازی با مکعب ها، و استفاده از وسایل گوناگون هنری فراهم می کند. معلمان باید با گفتن داستان و واداشتن کودکان به مربوط ساختن رویدادهای روزانه، فعالیتهای خلاقه را در آنان برانگیزند.

باید از ریتم های سازنده برای برانگیختن قوه تخیل استفاده شود. بعنوان نمونه می توان یک فعالیت ریتمیک برای آنها اجرا کرد و از آنها خواست تا با آن دست بزنند. بعدا" ممکن است پیشنهاد کنند که با آن آهنگ پایشان را به زمین بکوبند، با آن بچرخند و یا سرشان را تکان دهند. از طریق پیشنهادهای گوناگون کودکان می توانند فعالیت خلاقه ای مربوط به آن ریتم به وجود آورند.

این در حالی است که بعضی از تفاوت هایی که بین کودکان در آموزشگاه پیش از مدرسه ویژه عقب مانده های ذهنی و مهدکودک های عادی توسط معلمان مشاهده شده از این قرار است که دامنه تخیلات این کودکان به پیشامدهای روزانه ای که در خانه یا مدرسه اتفاق می افتد محدود می شود. در فعالیت های تخیلی و بیانی و یا خلاقه آنها اصالت و ابتکار کمتری وجود دارد. هر گاه مشاهده شود که در طرح های مربوط به پیشبرد خلاقیت و تخیل پاره ای از فعالیت های خانه یا مدرسه بیش از حد تکرار شده است، معلمان باید سعی کنند فعالیت های تازه ای را در آنها برانگیزند و ابتکار را در سطح این کودکان تشویق کنند. این به آن معنی است که کودک عقب مانده ذهنی از کودک عادی هم سالش در مهدکودک به راهنمایی بزرگ تر ها بیشتر نیاز دارد. بعنوان مثال، در مورد کودکی که بدون هدف یک قطار اسباب بازی را هل می دهد می توان با افزودن وسایل و دادن پیشنهادهایی به او، تجربه های بیشتری در باره یک راه، یک پل و غیره برایش فراهم ساخت.

کودکان عقب مانده به آزمایش کردن اشیای تازه تمایل کمی دارند. آنها فرصت های تازه را نمی آزمایند، بلکه نیاز دارند که معلم از طریق افزودن وسایل که در آزمایش کردن و کشف موقعیت های تازه کمک می کند، سئوالاتی را مطرح سازد و توصیه هایی را ارائه دهد. این طور به نظر می رسد که کودکان عقب مانده ذهنی غالبا" از فعالیت های کودک دیگر تقلید می کنند، بعنوان مثال آموزگاری در ساعت سرود پرسید،" چه سرودی را بخوانیم؟ " و کودکی پاسخ داد، " راسو می جهد )". در این موقع همه کودکان همین تقاضا را تکرار کردند.

به نظر نمی رسد این کودکان خلاقیت های تصادفی مانند ترکیب کردن رنگها را بشناسند و یا نسبت به آن شور و شوقی نشان دهند. احتمالا" دلیلش این است که آنها چندان به آزمایش و کشف نمی پردازند و در نتیجه متوجه اشتباهات و انحرافات نمی شوند. در این رویدادهای تصادفی در واقع اشتیاق معلم است که موجب برانگیختن آنان برای رسیدن به تجربیات تازه می شود. این کودکان گرایشی به اجرای طرح ها تا مرحله اتمام آنها ندارند. بسیاری از فعالیت های آنها کوتاه مدت است، بویژه وقتی که معلم صحنه را ترک می کند. بسیار مهم است که وقتی معلم فعالیتی را آغاز می کند، هر چند گاه به مدت کوتاهی بیرون برود، و سپس بازگردد، از این راه ضمن آنکه طرح کامل می شود، استقلال در عمل نیز برای آنان محسوس خواهد شد.

آموزگار باید از طریق گردش با کودکان در بیرون شهر و با معرفی فعالیتهای گوناگون در مدرسه اقدام به گسترش دامنه علاقه مندی های کودکان کنند.

تهیه کننده :منظر پازکی

روزنامه همشهری

 

[ شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهندس حمید ]

اتصالات برشی :

اتصالات بیچ شده به صورت اینکه چگونه بار اعمالی را انتقال می دهند دسته بندی می شوند . اگر بار به صورت موازی با محور پیچ ها وارد شود . اتصال با نام اتصال کششی شناخته می شود .

هنگامی که بار وارده بر اتصال به صورت عمود بر محور پیچ ها باشد اتصال به نام اتصال برشی نامیده می شود.

در اتصال برشی پیچ ها می توانند به صورت بین برشی بارها ی اعمالی را انتقال دهند یا اینکه پیچ های سفت شده تا یک اتصال اصطکاکی را به وجود آورند.

حالت مرکب نیز می تواند وجود داشته باشد . که درآن بار به صورت حالت مرکبی از دو حالت انتقال پیدا کند. از لغزش در اتصالات اصطکاکی توسط نیروی فشاری بین اجزا جلوگیری می شود که این نیروی فشاری با کشش پیچ حاصل می شود . این نیروی اصطکاکی که باعث نگهعداری اتصال می شود به چند عامل مهم بستگی دارد که در این میان نیروی پیچ بار پیچ و مقاومت لغزشی سطوح اعضای اتصال دو عامل مهمتر می باشند .

اتصال برشی به طور معمول در سازه های هوافضایی ،‌ساختمانی ، خطوط راه آهن و پل ها یافت می شوند. تعاریفی برای طرز قرارگیری اتصال برشی مورد استفاده قرار می گیرد که به آن اشاره می شود .

1-2 . 1.1 اتصال تک لبه :

از دو عضو تشکیل شده که توسط یک تک صفحه به هم پیچ می شوند.این اتصال از اتصال دو لبه به علت اینکه مسیر انتقال بار متقارن نمی باشد پیچیده تر می باشد . در این نوع اتصال کشتاور خمشی به خاطر هندسه اتصال ایچاد گردیده و باعث خمش اعضا و صفحات اتصال می شود . هنگامی که اتصال بارگذاری می شود پیچ در سطح داخلی اعضا و صفحات اتصال به چرخش درمی آید که این چرخش باعث می شود عضو و صفحه ی اتصال در دو ناحجیه پیچ در تغییر شکل یابند .

 

2.1. 2.1 اتصال دو لبه :

یک اتصال دو لبه که در آن دو عضو توسط یک صفحه بالایی و یک صفحه پایینی به هم پیچ می شوند .

این نوع اتصال برعکس اتصال تک لبه به علت اینکه هم از لحاظ بارگذاری و هم از لحاظ هندسی متقارن می باشد دچار تنش های خمشی شده و عمر بیشتری را از لحاظ خستگی دارد .

این اتصال سطح برش خرده اعضای اتصال را توضیح می دهد که در آن سطح برش خرده سوراخ پیچ ها با نام سطح کاهش یافته ( خالص) و سطح بدون سوراخ با نام سطح کامل شناخته می شوند.

 

2.1 حالت های مختلف شکست اتصال برشی :

a- شکست پیچ

b- شکست کششی اعضای اتصال یا صضفحات اتصال

c- برش اعضای اتصال

d- Tear out  اعضای اتصال

e- لهیدگی اعضا با پیچ

 

Fretting :

Fretting بر روی سطوحی که با هم در تماس مستقیم زیر بارهای فشاری و در معرض حرکت های نسبی می باشند به وجود می آید . Fretting  یک نوع خاصی از فرایند سایش می باشد که در ناحیه تماس سطوحی که تحت بارگذاری و حرکت نسبی کم می باشند مشاهده می شود . دامنه لغزش نسبی به طور معمول کمتر از 50 میکرومتر می باشد که اغزش های درحدود  نیز می توانند باعث به وجود آمدن خرابی Fretting  شوند. براده های ناشی از Fretting در روی دو سطح در حال تماس پیدا می شوند که این براده ها در آلومینیوم به رنگ سیاه هستند . در اتصالات برشی به علت اینکه که اعضای اتصال در اثر بارگذاری نسبت به هم حرکت نسبی داشته و همچنین نیسروی فشاری در اثر پیش بار پیچ موجود می بادش درنتیجه پدیده Fretting اتفاق می افتند پدیده Fretting بسیار پیچیده بوده و عوامل زیادی در ایجاد آن دخالت دارند که از آن جمله می توان به میزان حرکت نسبی سطوح، فشاری بین سطوح ، ضریب اصطکاک و ... اشاره نمود. در پدیده Fretting هنگامی که تعداد سیکل ها افزایش می یابد ضریب اصطکاک نیز بین سطوح افزایش پیدا می کند که این افزایش در ضریب اصطکاک به علت افزایش تماس بین دو سطح می باشد .

خرابی معمولی در این پدیده شامل جوش محلی ،‌لایه لایه شدن ایجاد پوشش اکسیدی و ایجاد ترک های خستگی می باشد .

مقدار Fretting که ممکن است بین سطوح اتصال رخ دهد به میزان نیروی فشاری پیش بار بستگی دارد که سطوح را به هم فشار می دهد . در شرایط کاری Fretting مقاومت خستگی یا حد دوام را در حدود 50 الی 70 درصد کاهش می دهد.

در خستگی Fretting ترک ها در تنش های بسیار پایین جوانه می زنند که پایین تر از حد خستگی قطعه ی کار بدنه Fretting می باشد . در خستگی معمول جوانه زنی ترک ها کوچک حدود 90 درصد کل عمر قطعه را دربر می گیرد . درصورتی که مد سایش شناخته شده با Fretting باعث جوانه زنی میکروترک سطح با چند هزار سیکل اولیه می شود که به طور قابل ملاحظه ای عمر قطعه را کاهش می دهد . ترک ها ناشی از Fretting معمولا توسط قطعات تحت تماس پنهان شده وبه صورت ساده ای قابل شناسایی نیستند که اگر شرایط برای گسترش ترک های جوانه زده توسط Fretting مناسب باشد شکست فاجعه باری اتفاق می افتد.

درنتیجه برای جلوگیری از شکست خستگی  در این حالت در فرآیند طراحی حذف یا کاهش لغزش بین سطوح تماس یافته ضروری می باشد . جوانه زنی ترک های خستگی در ناحیه ی تماس به طور مهمی به شرایط تنش در سطح مخصوصا به تنش های ناشی از اصطکاک بالا بستگی دارد .

جهت رشد ترک های خستگی با جهت تنش های تماسی همراه می باشد که در جهت عمود بر تنش اصلی ماکزیمم در ناحیه ی تماس اتفاق می افتد بعد از به وجود آمدن ترک ها در اثر Fretting، ترک ها در حالت برش گسترش پیدا می کنند که این امر در اثر میدان تنش و برشی نزدیک سطح و در اثر اصطکاک می باشدکه در مرحله ی بعد گسترش ترک ها تحت کنترل تنش های مختلف می باشد .

 

1.1 ورق سوراخ دار تحت تنش کششی :

مسئله ورق سوراخ دار تحت تنش جزء یکی از مسائل مهم و کلاسیک در مهندسی مکانیک است و به دلیل کاربرد غیرقابل اجتنابی که از دیرباز در صنایع مختلف ادامه دارد مورد توجه مهندسین طراح قرار گرفته است. وجود سوراخ در ورق به عنوان یک ناپیوستگی هندسی باعث ایجاد تمرکز تنش موضعی و بحرانی شدن وضعیت تنش ها در اطراف سوراخ می گردد. شکل 1-1 نمایی از ورقی بی نهایت بزرگ با سوراخی به شعاعه a را نشام می دهد که تحت تنش کششی یکنواخت  قرار گرفته است . اهمیت و کاربرد این موضوع منجر به حل کامل الاستیسیته مسئله با بکار گیری تابع تنش Airy شده و پس از حل معادلات مربوطه میدان تنش در اطراف سوراخ ورق مطابق روابط 1-1 ، 1-2 و 1-3 به دست آمده است .

 

(1-1)

 

(1-2)

 

(1-3)

 

با توجه به توزیع تنش ها در لبه ی سوراخ ( )  داریم:

 

ملاحظه می گردد که اندازه تنش محوری در لبه سوراخ سه برابر مقدار تنش اعمالی به ورق است و باعث بحرانی شدن این نقطه در تحلیل تنش می گردد. با توجه به اهمیت موضوع محققین دیگری مانند پترسن با انجام تست های عملی نمودار هایی را برای تعیین ضرایب تمرکز تنش الاستیک برای این مسئله و مسائل دیگر به دست آورده اند . اما بایدبه این نکته توجه داشت که استفاده از ضرایب بدست آمده از نمودار های متناظر ،‌در شرایط اعمال بار استاتیکی و فقط در حوزه ی الاستیک صحیح و معتبر می باشد .

در حالت کلی ناپیوستگی های هندسی مانند انواع حفره ها ،‌شیارها و جاخارها در طراحی های مهندسی غیر قابل اجتناب بوده و باعث افزایش تنش   بهشکل موضعی می گردند که به طور عمومی به Nuch ها معروف هستند. از طرفی در برخی از کاربردها نظیر صنایع هواپیما سازی و خودرو سازی بارهای دینامیکی همواره حائز اهمیت بوده و در این گونه موارد قطعه ی تاچدار تحت اعمال تنش های سیکلی قرار می گیرد . وجود تاچ در قطعه مقاومت و خستگی آن را کاهش داده و ترک های خستگی به دلیل ایجاد تنش های بالا در اطراف تاچ از همان ناحیه آغاز و در ادامه ،‌گسترش و رشد ترک ها منجر به گسیختگی کامل قطعه می شود .

یکی از موارد کاربرد قطعات تاچدار در صنایع هوافضا ،‌تیرچه اصلی نگهدارنده ی بال هواپیما است.‌(Spar) . در حالت کلی ایجاد حفره ها با اندازه های مختلف در این گونه قطعات می تواند به یکی از دلایل عبور سیم های الکتریکی ،‌لوله های هیدرولیکی و یا حفره های مورد نیاز برای اتصال یا نگهداری قطعات دیگر باشد. شکل 1-3 ، نمایی از تیرچه اصلی هواپیمای جنگی JAS 39 Gripen را نشان می دهد.

 

یکی دیگر از موارد به کار گیری قطعه سوراخ دار در صنایع مختلف ایجاد سوراخ به منظور برقراری اتصال مکانیکی جداشدنی است . پیچ و مهره ،‌پرچ و پین از بست های پرکاربرد برای اتصالات جدا شدنی می باشند که برای ایجاد اتصال توسط هریک از آنها به ناچار باید قطعات و ورق ها را سوراخ نمود و اتصال مورد نظر را برقرار ساخت .

4.1 . تحلیل تنش در اتصال پیچ و مهره ای :

برای تحلیل تنش در اجزای اتصال پیچ و مهره شده باید عوامل متعددی از جمله :

1- هندسه و سختی عضوهای متصل شده

2- وضعیت اتصال

3- اصطکاک بین سطوح در تماس

4- نیروی پیش بار و چگونگی توزیع آن

را به طور دقیق بررسی کرد . اما بسیاری از پارامترهای فوق به طور کامل روشن و مشخص نگشته اند. به عنوان مثال مسئله اصطکاک و نحوه توزیع روش های اصطکاکی ناشی از تماس بین سطوح ، مسئله ای بسیار پیچیده و غیرقابل تحویل از راه های ریاضی می باشد . مشخص است که هنوز راه حل تحلیل مناسب و کاملی برای تحلیل تنش در اجزای اتصال بدست نیامده است . چرا که اعمال تمامی پارامترهای فوق در تحلیل تنش اتصال، بسیار مشکل است .

این طور به نظر می رسد که یکی از راه های مناسب برای تحلیل تنش در اتصال پیچ و مهره ای ،‌مدل سازی و تحلیل عددی با اتکا به روش های عددی مانند روش المان محدود می باشد . اما مدل سازی و شبیه سازی صحیح برای یک نمونه اتصال پیچ و مهره ای ،‌نیازمند دقت بالا و رعایت تمامی پارامترهای موجود در حد امکان می باشد . توماس ایرمان(7) در پایان نامه خود اتصال پیچ شده در ورق های کامپوزیتی را بررسی کرده است. وی تحلیل اتصال پیچ در سازه های پیچیده ماننده سازه های هواپیما را به دو مرحله تقسیم می کند .

 مرحله ی اول :

در مرحله ی اول ،‌با استفاده از محدود کردن پی در پی تحلیل ها توزیع بار داخلی در اتصال مشخص می شود. در مرحله دوم ،‌توزیع تنش به طور موضعی در اطراف سوراخ بسته شده مشخص می گردد. وی در ادامه اشاره می کند که تعیین توزیع تنش موضعی در ورق پیچ شده و به دلیل اثرات خمش بر پیش بار یک مسئله سه بعدی محسوب می شود. بدین منظور از روش المان محدود و مدل سازی سه بعدی استفاده نموده اما از اصطکاک بین پیچ و قطعه صرفه نظر کرده است . نتایج مدل المان محدود ایرمان توزیع غیر یکنواخت تنش را در ضخامت لایه ی کامپوزیتی و در مجاورت سوراخ اتصال تک لبه نشان می دهد . در تمامی تحقیقات قبلی به این نکته اشاره می شود که در سوراخ اتصال ،‌تنش های فشاری ایجاد می گردد و در اکثر مدل سازی ها ،‌فرضیات ساده شونده ای ماننده مدل های دو بعدی و مدل های بدون اصطکاک به کار گرفته شده است. اما مدلی که در این پایان نامه ساخته شده مدلی سه بعدی شامل پارامترهای غیرخطی نظیر اصطکاک بین سطوح درگیر و رفتار غیرخطی ماده است .

1-5 . خستگی در اتصال پیچ و مهره ای :

بررسی استحکام خستگی در اجزای متصل شده ، به دلیل فقدان آگاهی کافی از نحوه ی توزیع تنش ها و کرنش ها در اطراف سوراخ اتصال ، نیازمند انجام تست های دقیق عملی می باشد . معمولا بنا به کاربرد انواع اتصالات در سازه های مختلف ،‌نمونه ی آزمایشی آن از لحاظ ابعاد ،‌جنس ، نوع بست و تعداد آن ، وضعیت اتصال و سایر عوامل مرتبط ،‌طراحی  وساخته می شود و تحت تست های خستگی معینی قرار می گیرد . در برخی از تحقیقات قبلی با انجام تست های خستگی بر نمونه های پرچ شده اثرات پارامترهای مختلف را بر عمر اجزا بررسی کرده اند . بررسی این مقالات نشان می دهد که اعمال پیش بار مناسب پرورق باعث ایجاد تنش های فشاری در مجاورت سوراخ می شود و این تنش ها از ایجاد ترک های خستگی در لبه ی سوراخ جلوگیری می کنند . محقق ژاپنی (10) در قسمت نتایج مقاله خود به این موضوع اشاره می کند که عمر خستگی اجزای اتصال به شدت تابع محکم بستن اتصال است . هنگامی که اتصال شل باشد عمر خستگی به شدت کم خواهد بود  چراکه در این حالت مکانیزم انتقال بار ،‌فشار لهیدگی است . در حالی که در اتصالات محکم تر عمر خستگی بیشتر بوده و انتقال بار از طریق اصطکاک سطحی ورق های اتصالی انجام می شود. برخی هم علاوه بر اتصال پرچ ها ،‌پین های Hi-Lock را نیز مورد تحقیق قرار داده اند. (13)

اما به نظر می رسد که اثر پیش بار ناشی از پیچ و مهره در بهبود عمر خستگی ، نسبت به پرچ ها و پین ها بیشتر باشد مصداق این نظریه نتایج مقاله ای است که بر روی اجزای فولادی پرچ شده به منظور افزایش عمر آنها انجام شده است . (14) سازه های اصلی پل های راه آهن قدیمی در آلمان با پرچ کاری به هم متصل شده اند و امروزه با گذشت بیش از 100 سال هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرند .

هدف افزایش مقاومت این سازه ها در برابر بادهای سیکلی بوده است . از این رو نمونه های  آزمایشی پرچ شده و همچنین نمونه های دیگری را که علاوه بر پرچ با پیچ و مهره به هم وصل شده اند ، آماده کرده و تست های خستگی متعددی بر روی آنها انجام داده اند . نتایج بدست آمده راضی کننده بوده و آنها تواستند با افزایش چند پیچ و مهره مقاومت و خستگی در سازه ها را به میزان قابل توجهی افزایش دهند .

همانطور که پیشتر نیز اشاره شد برای پیچ و مهره کردن اجزای یک اتصال باید آنها را سوراخ کرد که این کار باعث ایجاد تمرکز تنش در لبه سوراخ و کاهش سطح مقطع در اجزای اتصال می گردد . لذا اطراف سوراخ محل مناسبی برای ایجاد ترک های خستگی می باشد . این ترک ها در داخل و خارج سوراخ ایجاد می شوند که تشخیص ترک های کوچکتر بر روی لبه های خارجی سوراخ راحت تر است .

ظاهرا ترک های خارجی پس از ترک های ایجاد شده در داخل سوراخ به وجود می آیند . (15) فاکتور مهمی که اغلب باید در طراحی اتصالات مکانیکی مورد توجه قرار گیرد ، مسئله ی ساییدگی است .

منبع : دانلودستان تحقیق و پروژه

[ شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مهندس حمید ]

تاریخچه سیمان :
در اواخر قرن هیجدهم به منظور آشنائی با خواص هیدرولیکی ملاتهای ساختمانی گامهای موثری توسط مهندس انگلیسی جوانی به نام جان اسمیتون (John Smeaton) برداشته شد و در سال ١٧۶٩ میلادی مطالعاتی در زمینه خواص ترکیبی موجود در خاک رس، گیرش هیدرولیکی و خاصیت سخت شدن این ترکیبات به عمل آمد که در نتیجه مواد جدید حاصله، سیمان (Cement) نامگذاری گردید.

پس از نتایج بدست آمده در سال ١٨٠٢ میلادی اولین کارخانه سیمان در انگلیس بنا شد که به جهت سعی و تلاش یک شیمیدان معروف به نام فردریچ جان (friedrich John) با بالا بردن کیفیت پخت سیمان و همچنین ازدیاد درجه حرارت دمای کوره و خردایش بهتر مواد، سیمان مرغوبتری را بدست آورد. و اما ٢٣ سال بعد یعنی در سال ١٨٢۵ یک بنای جوان آجرچین بنام ژوزف آسپدین (Joseph Aspdin) موفق شد از پخت مخلوط سنگ آهک و خاک رس (به صورت دو غالب) در درجه حرارت بالا به نوعی آهک آبی بی نظیر دست پیدا کند و این شخص، این محصول را سیمان پرتلند نامید و اولین کارخانه سیمان پرتلند را بنا کرد و همچنین این روش را به نام خودش به ثبت رسانید. بنابراین اولین کارخانه سیمان در کشور انگلستان تاسیس گردید، خالی از لطف نیست که بدانیم اولین کارخانه سیمان آلمان در سال ١٨۵۵ توسط دکتر هرمان بلیب تره ( Dr.Hermann Bleibtrev ) در اشتاین اجرا گردیده است. و همچنین اولین کوره دوار سیمان در دنیا در سال ١٩٠٣ میلادی در کارخانه سیمان Adler شروع به کار کرد حال پس از تعریف مختصری از سیمان و تاریخچه آن به بررسی تقویم تاریخی بدست آمدن سیمان و بتون به نامهای غیر از اینها در ادوار گذشته قبل و بعد از میلاد مسیح می پردازیم تا بدانیم که انسان گذشته نیز به منظور استقامت بخشیدن به محل زندگی خود و همچنین سازه های جانبی دست ساز خودشان اهمیت ویژه ای قائل بوده است.

 

تعریف سیمان :

سیمان(Cement) گردی است نرم، جاذب آب و چسباننده خرده سنگ که اساسا مرکب است از ترکیبات پخته شده و گداخته شده اکسید کلسیم با اکسید سیلیکون، اکسید آلومینیوم و اکسید آهن. ملات این گرد قادر است به مرور در مجاورت هوا یا در زیر آب سخت شود و در زیر آب در ضمن داشتن ثبات حجم، مقاومت خود را نیز حفظ می‌نماید و در فاصله 28 روز در زیر آب ماندن دارای حداقل مقاومت فشاری 25 نیوتون بر میلیمتر مربع شود.

سیماندارای میل ترکیبی با آب می‌باشد و در اثر ترکیب با آب هیدراته گشته و ایجاد باند هیدرولیکی می‌نماید. هنگامی که با نسبتهای معین با شن ،ماسه و آب مخلوط گردد بتن حاصل می‌شود که پس از سفت شدن با گذشت زمان بتدریج محکم‌تر شده و بر استحکام آن افزوده می‌شود .

مواد اولیه سیمانعبارتند از:

1- سنگ آهک Limestone

2- خاک رس Clay

3- مارل Marl

4- سنگ سیلیس ،آهن و...



اساسا مواد اولیه سیمانبوسیله طبقه‌بندی زیر مشخص می‌شوند:

1- ترکیبات اصلی

2- مواد اصلاح کننده

3- مواد افزودنی

ترکیبات اصلی :

از CaO ، SiO2 ، Al2O3 و Fe2O3 تشکیل شده‌اند که CaO از ترکیبات آهکی و SiO2 ، Al2O3 و Fe2O3 از ترکیبات رسی تهیه می‌شوند.

ترکیبات آهکی بر حسب درصد کربنات کلسیم )CaCO3( طبقه‌بندی می‌شوند. درصد CaCO3 بایستی بالاتر از 75 درصد باشد تا بتواند نیاز CaCO3 در مخلوط مواد خام را برآورده‌کند.

ترکیبات رسی اساسا از SiO2 ، Al2O3 و Fe2O3 تشکیل شده‌اند. اجزا تشکیل دهنده این مواد

به مقدار کم در ترکیبات آهکی نیز وجود دارند.

مواد اصلاح کننده :

چنانچه در مواد آهکی و رسی درصد ترکیبات اصلی کامل نباشد از مواد اصلاح کننده استفاده می‌شود. سنگ سیلیس ، بوکسیت و سنگ آهن از جمله مواد اصلاح کننده بشمار می‌روند.


مواد افزودنی:

1- گچ Gypsum یا ((CaSO4.2 H2O :

برای کنترل زمان گیرش سیمانمعمولا 3 تا 4 درصد گچ به کلینکر ورودی به آسیاب سیماناضافه می‌شود .

2- پوزولان :

پوزولان ماده‌ای است دارای ترکیب سیلیسی یا سیلیس و آلومینی که بتنهائی خاصیت سیمانی ندارد و اگر داشته باشد جزئی‌است. درصورتیکه پودر شود، در مجاورت آب و در دماهای معمولی با هیدروکسید کلسیم واکنش داده و ترکیباتی بوجود می‌آورد که خاصیت چسبندگی و سفت شدن پیدا می‌کند. مخلوط پودر پوزولان با آب و آهک بنام سیمانطبیعی نیز معروف است که سابقه استفاده از آن به چند هزار سال قبل برمی‌گردد. پوزولان به همراه کلینکر برای تهیه سیمانهای پوزولانی‌افزوده می‌شود .

3- سرباره و خاکستر بادی )Fly




انواع ملاتها :

ملاتها دارای انواع گوناگونی به شرح زیر می‌باشند:

ملات گل و کاهگل :

ماده چسباننده ملات گل و کاهگل، خاک رس است. پولکهای خاک رس پس از مکیدن آب به صورت خمیری در آمده و دانه‌های ماسه خاک را به یکدیگر می‌چسبانند. این ملاتها از قدیمی‌ترین ملاتها هستند و در نخستین ساختمانهایی که بشر بنا کرده، به کار رفته است. هم اکنون نیز در ساختمانهای خشتی و گلی و حتی آجری و سنگی بسیاری از روستاها این ملات به کار می‌رود. برای ساختن ملات گل، آخوره می‌بندند و در آن آب می‌اندازند و صبر می‌کنند تا پولکهای خاک رس آب بمکند، پس از آن ملات را خوب ورز می‌دهند و به مصرف می‌رسانند.

چون ملات گل پس از خشک شدن جمع شده و ترک می‌خورد، به آن کاه می‌زنند که آن را مسلح کرده و از ترک خوردن آن جلوگیری کنند. برای ساختن این ملات نیز آخوره‌ای از خاک و کاه می‌سازند و در آن آب می‌اندازند تا خاک گل شده و کاه خیس خورده و نرم شود. پس از آن ملات را خوب ورز می‌دهند و به مصرف می‌رسانند. ملات کاهگل برای اندود ساختمانهای گلی، زیرسازی اندود گچی و آب‌بندی بام ساختمانها مصرف می‌شود. ملات کاهگل به علت سبکی وزن، عایق، حرارتی خوبی است و از این رو در گذشته سقف زیرین شیروانیهای دو پوشه را با این ملات از داخل اندود می‌کردند تا جلو ورود گرما از سقف را بگیرند. چنانچه در آب ملات کاهگل کمی نمک طعام اضافه کنند، به علت خاصیت جذب و نگهداری رطوبت که در نمک وجود دارد، ملات بیشتر خمیری می‌ماند و بهتر جلو عبور آب را می‌گیرد، به علاوه از آنجا که نمک درجه انجماد آب را پایین می‌آورد، در فصول سرد این ملات دیرتر یخ می‌زند، در ساختن کاهگل برای نما باید از کاه نرم و ریز استفاده کرد. برای ساختن هر مترمکعب کاهگل، حدود 45 تا 50 کیلوگرم کاه لازم است. گل نیمچه کاه دارای کاه کمتری است و برای فرش کردن آجر روی بام در مناطق کم باران به مصرف می‌رسد. گاهی اوقات به ملاتهای گلی به منظور آب‌بندی و دوام بیشتر، امولسیون قیر اضافه می‌کنند. افزودن ماسه به ملات گل، سبب کاهش جمع‌شدگی و در نتیجه کاهش ترک‌خوردگی آن می‌شود. افزودن کمی آهک یا سیماننیز سبب اصلاح بعضی خاکها می‌شود.

ملات ساروج :

پیش از اختراع سیمان، ملات ساروج را برای اندود و آب‌بندی کردن آب‌انبارها و حوضها مصرف می‌کردند، ولی امروزه مصرف آن بسیار کم شده و ملات سیمانجای آن را گرفته است. ملاتهای ساروج مصرفی در ایران به دو گونه تقسیم می‌شوند: ساروج گرم و ساروج سرد.

ملات ساروج گرم :

ساروجهای گرم در واقع نوعی ملات آهک آبی هستند که از پختن و آسیاب کردن سنگهای آهکی رس‌دار به دست می‌آیند و این نوع ملاتها در جنوب ایران در کناره شمالی خلیج فارس به کار می‌رفته و پس از گذشت سالها در ساختمانهای دریایی پابرجا مانده‌اند. مشهورترین ساروج از این نوع متعلق به بندر خمیر می‌باشد.

ملات ساروج سرد :

ماده چسباننده این ملات از اختلاط آهک، خاکستر و آب حاصل می‌شود، برای قوام و چسبندگی به آن خاک رس می‌افزایند و ماسه بادی نیز در آن نقش پرکنندگی و استخوان‌بندی دارد، برای جلوگیری از ترک‌خوردگی به ساروج، لوئی (پنبه جگن) یا موی بز می‌زدند. خاکستر دارای مقدار زیادی سیلیس غیر بلوری است که به هنگام اختلاط با دوغاب آهک با آن ترکیب شده و سیلیکات کلسیم به وجود می‌آید، ولی این عمل به کندی پیش می‌رود و از این جهت ملات ساروج، کندگیر است.

ملات ساروج از اختلاط 10 پیمانه گرد آهک شفکته، 7 پیمانه خاکستر الک شده، یک پیمانه خاک رس، یک پیمانه ماسه بادی، 30 تا 50 کیلوگرم لوئی (برای هر مترمکعب ملات)، آب به قدر کافی و ورز دادن آنها به دست می‌آید.

ملات گچ :

ملات گچ خالص از پاشیدن گرد گچ در آب و به هم زدن آن به دست می‌آید. چنین ملاتی زودگیر است و تنها برای کارهایی که با سرعت انجام می‌گیرد، مناسب می‌باشد. برای اینکه بتوان با ملات گچ کار کرد، باید زمان گیرش آن به تأخیر افتد. افزودن خاک رس، خمیر آهک و افزودنیهایی دیگر مانند سریشم نجاری آن را کندگیر می‌کنند.

ملات گچ خالص برای قشر میانی سفیدکاری و اتصال قطعات گچی مناسب، است همچنین در بعضی موارد برای اندودهای زودگیر مانند اندود آستر سقفهای کاذب به کار می‌رود.

در قشر رویه سفیدکاری، ملات گچ خالص به کار می‌رود و برای اینکه فرصت کافی برای کار کردن با آن وجود داشته باشد، هنگام گرفتن آن را ورز می‌دهند تا بلورهای سوزنی شکل گچ مهلتی برای در هم رفتن پیدا نکنند و ملات یکپارچه گچ درست نشود. چنین ملاتی را ملات گچ کشته می‌نامند.

گچ کشته در تماس با اجسام، سفیدی پس می‌دهد و بسیار نرم است. وجود آهک نشکفته، آهک دو آتشه (سوخته) و منیزی سوخته در ملاتهای گچ، سبب ایجاد آلوئک در اندودهای گچی می‌شود.

ملات گچی مرمری در اندودکاری نقاط مرطوب و مکانهایی که نیاز به شستشو دارند، به مصرف می‌رسد.
ملات گچ و خاک :
افزودن خاک رسی به گچ به مقادیر زیاد آن را کندگیر و ارزان می‌کند، معمولاً نسبت خاک رس به گچ از 1 به 2 تا 1 به 1 تغییر می‌کند که ملات اخیرالذکر به ملات گچ نیم و نیم معروف بوده و متداول‌تر است.
مصرف ملات گچ در طاق‌زنی و تیغه‌سازی و قشر آستر اندودکاریهای داخل ساختمان است. برای ساختن آن مخلوط گچ و خاک را به آهستگی در آب پاشیده به هم می‌زنند.

ملات گچ و ماسه :

از اختلاط گچ با ماسه ریزدانه ملات گچ و ماسه ساخته می‌شود که می‌توان از آن به جای ملات گچ و خاک برای زیرسازی اندودها در نقاطی که ماسه بادی یا ساحلی یا رودخانه‌ای ریزدانه فراوان است، استفاده کرد. انواع ماسه ریزدانه و دانه‌بندی آنها در استاندارد 301 ایران آمده است، درشت‌ترین دانه در ماسه برای این نوع ملات، 2 میلیمتر ذکر گردیده است.

ملات گچ و پرلیت :

از پرلیت منبسط و گچ، ملات سبکی ساخته می‌شود که جاذب صوتی مناسب و عایق حرارتی خوبی است. اندود پرلیت و گچ از نفوذ آتش به اسکلت فولادی و بتن فولادی ساختمانها جلوگیری نموده و خطر گسترش آتش را کاهش می‌دهد.

ملات گچ و آهک :

ملات گچ برای مناطق خشک مناسب است و آن را نمی‌توان در نقاطی که رطوبت نسبی هوا از 60% تجاوز می‌کند، مصرف کرد. برای این نواحی ملات گچ و آهک مناسب‌تر است. افزودن 3 پیمانه خمیر آهک به یک پیمانه گچ یا دو قسمت وزنی گرد آهک شکفته به یک قسمت گچ، آن را کندگیر کرده و برای قشر رویی مناسب می‌سازد. برای مناطق مرطوب، ملات گچ و آهک مذکور مناسب‌تر است، زیرا پس از مدتی که از مصرف آن گذشت، آهک با گرفتن گاز کربن از هوا به سنگ آهک تبدیل می‌شود که جسمی سخت و در برابر آب و بخار پایدار است.

ملات ماسه سیمان :

ماده چسباننده این ملات، سیمانپرتلند و ماده پرکننده آن، ماسه است. این ملات از نوع آبی و دارای مقاومت خوبی به ویژه در سنین اولیه است. ملات ماسه سیمانجمع می‌شود و در سطوح بزرگ و بندکشیها ترکهای ریز (مویی) و درشت برمی‌دارد. آب برف و باران بخصوص در موقع بوران به داخل اندود سیمانی و بندکشیها نفوذ کرده و حتی گاهی به داخل ساختمان سرایت می‌کنند. برای زودگیر کردن ملات سیمانی هیچگاه نباید به آن گچ افزوده شود، زیرا چنین ملات و اندودی پس از مدتی متلاشی می‌شود. وجود خاک رس در ماسه ملات سبب می‌شود که دور دانه‌های ماسه، دوغابی از خاک رس درست شود و سیماننتواند به خوبی به آن بچسبد. وجود برخی مواد آلی در ملات، باعث دیرگیر شدن آن می‌شود. مواد سولفاتی موجود در ماسه، آب یا آجر مصرفی، باعث از هم گسیختگی ملات و کار آجری می‌شود. به این علت میزان مواد مضر نظیر خاک رس، مواد آلی و سولفاتها در ملات محدود شده است. در مواقعی که خطر حمله سولفاتها مطرح است، باید از سیمانضد سولفات نوع 2 یا 5 یا سیمانپوزولانی استفاده شود. گاهی اوقات برای مقابله با حمله ضعیف سولفاتها و سرما، توصیه می‌شود عیار سیماندر ملات بیشتر اختیار شود، ولی باید در نظر داشت که هنگام نشست نامتعادل، کارهای پرسیمان ترکهای بزرگتری برمی‌دارند، در حالی که در ملاتهای ضعیف ترکها در تمام کار پخش شده و به صورت مویی ظاهر می‌شوند. برای شمشه‌گیری ملاتهای سیمان، هرگز نباید از گچ استفاده کرد، زیرا این دو ملات، به ویژه در صورت وجود رطوبت با یکدیگر ترکیب شده و متلاشی می‌شوند.



ملاتهای ماسه سیمانآهک (باتارد) :

ملاتهای ماسه سیمانبا نسبتهای مختلفی از سیمانو آهک و ماسه ساخته می‌شوند که متداول‌ترین آنها 6 : 1: 1 (یک حجم سیمانو یک حجم آهک و 6 حجم ماسه) و آب به مقدار کافی می‌باشد. حجم ماده پرکننده ملات، باید حدود تا 3 برابر ماده چسباننده باشد و نمی‌تواند از این حدود تجاوز کند، در صورت کمتر شدن، جمع‌شدگی و به دنبال آن ترک‌خوردگی اتفاق می‌افتد و در صورت بیشتر شدن، کارآیی ملات کم می‌شود. از سوی دیگر مقاومت ملاتهای سیمانی بیش از مقادیری است که در کار بنایی لازم است. لذا برای اینکه با مصرف سیمانکمتر، کارآیی ملات کاهش نیابد، می‌توان مقداری آهک جانشین سیماننمود.

آهک علاوه بر تأمین کارآیی ملات سبب می‌شود که :

الف: نفوذپذیری آب در ملات و اندود کم شود.

ب: خمیری بودن ملات بیشتر شده و از ترک‌خوردگی آن جلوگیری شود.

پ: با خاک موجود در ماسه ملات ترکیب شده و از اثر بد آن در ملات جلوگیری کند.

ت: در مصرف سیمانصرفه‌جویی شود.

ث: قابلیت نگهداری آب ملات افزایش یافته و ملات کارپذیرتر شود.

ج: ظرفیت حمل ماسه در ملات افزایش یابد.

ملاتهای ماسه، سیمان، آهک در ایران به باتارد مشهور هستند که لفظی فرانسوی است. علاوه بر ملات باتارد 6 :1:1 (نسبتهای حجمی سیمانبه آهک به ماسه) از ملاتهای 1:2:9 و 1:3:12 نیز می‌توان در کارهای کم اهمیت‌تر استفاده کرد، ولی در هر حال نسبت جمع مواد چسباننده به ماده پرکننده نباید از کمتر باشد. هرچه مقدار آهک در ملات باتارد زیادتر شود، قابلیت آب‌نگهداری و کارآیی ملات افزایش می‌یابد، ولی در مقابل، مقاومت فشاری آن کاهش پیدا می‌کند. بسته به اینکه کدام یک از این دو ویژگی ملات برای طراح حائز اهمیت بیشتری باشد، ملات مورد نظر انتخاب می‌شود. به این ترتیب ملاحظه می‌گردد که نباید تصور کنیم هرچه ملات قوی‌تر باشد، بهتر است.


ملات سیمانبنایی :

سیمان بنایی محصولی است که در کشورهای صنعتی به مقدار زیاد تولید شده و در کارهای بنایی که مقاومت زیاد مورد نظر نیست، مصرف می‌شود. سیمانبنایی از اختلاط سیمانپرتلند معمولی با جسم پرکننده بی‌اثری (از نظر شیمیایی) مانند گرد سنگ آهک و مواد افزودنی حبابساز، مرطوب کننده و دافع آب به دست می‌آید. حداقل درصد سیمانپرتلند در کشورهای مختلف متفاوت است، در کشور سوئد این نسبت (40%) و در ایالات متحده و کانادا (50%) و در بریتانیا (75%) می‌باشد. منظور اصلی از مصرف سیمانبنایی، دستیابی به خاصیت خمیری بهتر، کارآیی و آب‌نگهداری بیشتر و کاهش جمع‌شدگی ملات است. اختلاط این نوع ملات در کارهای بزرگ، بهتر و ساده‌تر انجام می‌شود. بعضی سیمانهای بنایی آمیخته‌ای از سیمانپرتلند، آهک مرده و مواد مضاف هستند. در ملات سیمانی نیز می‌توان به جای آهک، سیمانبنایی افزود.

ملاتهای سیمانـ پوزولانی و آهک ـ پوزولانی :

این قبیل ملاتها دارای سابقه دیرینه هستند، به طور کلی مواد پوزولانی به موادی گفته می‌شود که به تنهایی خاصیت چسبندگی ندارند، ولی با آهک و با وجود آب در درجه حرارتهای عادی ترکیب شده و نوعی سیمانتولید می‌کنند. نام پوزولان از خاکستر آتشفشانی بسیار فعالی که از ناحیه‌ای واقع در ایتالیا به نام پوزولی استخراج می‌گردید، گرفته شده است. به جای سیمانپرتلند می‌توان از سیمانهایی که از آسیاب کردن مواد پوزولانی و اختلاط با سیمانپرتلند یا آهک شکفته ساخته می‌شوند، استفاده کرد. این ملاتها در برابر حمله مواد شیمیایی بخصوص سولفاتها پایدار هستند. مواد پوزولانی یا طبیعی هستند مانند پوکه سنگها و کف سنگهای آتشفشانی و خاک دیاتومه، یا مصنوعی مانند سرباره کوره آهنگدازی و گرد آجر، نمونه‌ای از این ملاتها از مخلوط کردن گرد آجر و آهک در کشورهای شرقی، ساخته و مصرف می‌شده است که در ایران به نام سرخی و در هندوستان به اسم سورکی و در مصر به نام حمرا نامگذاری شده است. بعضی مواد پوزولانی در درجه حرارتهای عادی فعال نیستند، ولی در اثر گرم کردن تا دمایی معین، فعال و برای ترکیب با آهک و سیمانآماده می‌شوند.

ملاتهای سیمانـ پوزولانی و آهک ـ پوزولانی، دیرگیر بوده و دارای مقاومت چندان زیادی نیستند ولی برای مصرف در نقاطی که احتمال حمله سولفاتها موجود باشد، مناسبند.

ملات ماسه آهک :

ماده پرکننده این ملات، ماسه و ماده چسباننده آن، آهک است. ملات ماسه آهک ملاتی است هوایی و برای گرفتن و سفت و سخت شدن به دی اکسید کربن موجود در هوا نیاز دارد. این ملات برای مصرف لای جرز مناسب نیست، زیرا دی اکسید کربن لازم نمی‌تواند به داخل آن نفوذ کند و فقط سطح رویی آن کربناتی می‌شود، از این رو ملات برای اندود سطوح مناسب است. این ملات برای گرفتن و سخت شدن باید مرطوب بماند، زیرا در غیاب آب عمل کربناتی شدن انجام نمی‌شود، از این رو ملاتهای آهکی را باید در مکانهای مرطوب به کار برد و تا پایان مدت عمل آمدن نمناک نگاه داشت. چنانچه ملات ماسه آهک قدری خاک داشته باشد (اصطلاحاً ماسه کفی)، بهتر است، زیرا از ترکیب خاک ماسه با آهک، همان طور که در ملات گل آهک گفته شد، ترکیبهایی ایجاد می‌شود که گاز کربن هوا در آنها دخالتی نداشته و به گرفتن ملات به صورت آبی کمک می‌کند. وجود آهک نشکفته، آهک دو آتشه (سوخته) و منیزی سوخته در ملات، سبب شکفتن بعدی آنها و ایجاد آلوئک در ملاتهای آهکی و باتارد می‌شود. مشخصات و دانه‌بندی ماسه برای ملات سیمانی در استاندارد 299 ایران درج شده است.


ملاتهای قیری  :

ملات قیر از 5000 سال قبل، در ساختمانهایی نظیر برج بابل به کار رفته است. امروزه ملات ماسه آسفالت را برای قشر رویه پیاده‌روسازیها، پوشش محافظ قشر نم‌بندی بامها، پر کردن درز قطعات بتنی کف پارکینگها و پیاده‌روها و مانند اینها مصرف می‌کنند.




سیمان ماده‌ای چسبنده‌است که قابلیت چسبانیدن ذرات به یکدیگر و بوجود آوردن جسم یک پارچه از ذرات متشکله را دارند و از ترکیب مصالح آهکی، رس، سیلیس و اکسیدهای معدنی در دمای ۱۴۰۰ درجه تا ۱۵۰۰ درجهٔ سانتی‌گراد ساخته می‌شود. به جسم حاصل، پس از حرارت دیدن کلینکر می‌گویند و از آسیاب کردن آن سیمانبدست آید. اندازهٔ دانه‌های کلینکر ۲۰ میلی‌متر می‌باشد

اجزای تشکیل دهنده سیمان :

مصالح آهکی (حدود ۶۰٪ الی ۶۷٪)
رس (حدود ۳٪ الی ۷٪)
سیلیس (۱۷٪ الی ۲۷٪)
اکسیدهای معدنی
اکسید آهن (۰/۵٪ الی ۶٪)Fe۲O۳
اکسید سدیم (۰/۲٪ الی ۱/۳٪)Na۲O
اکسید منیزیم (۰/۱٪ الی ۴/۵٪)MnO
اکسید پتاسیم (۰/۲٪ الی ۱/۳٪)K۲O
اکسید آلومینیوم (۳٪ الی ۸٪)Al۲O۳

سیمان ها بر اساس ترکیب و فازهای تشکیل دهنده به انواع مختلفی تقسیم بندی می شوند .عموماً در همه ی کشورها استانداردهایی برای سیمان به عنوان یک ماده پایه جهت تولید انواع ملاتها و بتن تدوین گردیده است .تفاوت های موجود در رابطه با توسعه ی اقتصادی و صنعتی ،منابع مواد خام و شرایط اقلیمی منجر به توسعه ی مصالح ساختمانی و روشهای گوناگون ساختار در کشورهای مختلف گردیده اند که این امر خود منجر به تولید مختلف سیمان شده است .بدین دلیل تفاوتهایی اساسی نیز بین استانداردهای کشورهای مختلف در مورد سیمان وجود دارد .که همگام با سایر موارد بر مشخصات دوام بتنهای ساخته شده از این سیمانها تأثیر گذار هستند.
در اروپا کار بر روی تدوین اصولی فنی استاندارد سیمان اروپایی از سال 1975در حال توسعه و پیشرفت بوده است.در این راه،تاکید اولیه بر روی مجموعه روش های مورد توافق در انجام آزمایشات بود که این روشها در [D42]EN196ارائه گردیده اند .بدین ترتیب مشخصات انواع بتن ،ترکیبات و کلاس مقاومتی آنها که مورد پذیرش کلیه کشورهای اروپایی بود در [E26] EN1971:2000مشخص گردید .مبنای این استاندارد سیمانهایی با سخت شدگی سیلیکات کلسیم بودند که در کشورهای مرکزی و غربی اروپا برای مصارف عمومی[A19] تولید می گردیدند. با خواص ویژه اضافی (سیمانهای ویژه (special cement)و سیمانهای با مکانیزم های متفاوت سخت شوندگی در بخشهای دیگر این استاندارد می بایست مورد توجه قرار گیرد.[E26،s193].از نوع سیمان مشخص شده در EN197-1در ابتدا فقط 12 نوع سیمان در استاندارد سیمان آلمان [oct.1994 [D51 )
DIN1164مورد پذیرش قرار گرفتند .علت پذیرش این 12 نوع سیمان در آیین نامه ی DIN1164.اثبات نقش موفقیت آمیز آنها در دوام بتن های ساخته شده از این نوع سیمانها بود.از تاریخ اول آوریل 2001 استاندارد سیمان اروپا به عنوان (Feb.2001)DIN EN1971-1:2001به عنوان استاندارد سیمان آلمان پذیرفته شده که بدین ترتیب این استاندارد جایگزین (OCT 1994)DIN 1164-1 می گردد.استفاده از سیمانهای مشخص شده در استاندارد جدید DIN EN197-1مشمول مقررات آیین نامه های 1-DIN 1045-2 (D44،49،w2)وDIN.EN 206می گردد.
در این میان استانداردهای ASTMنیز از اهمیت خاصی برخوردارند .این استانداردها بوسیله ی انجمن استاندارد آمریکا انتشار یافته است برای اطلاع بیشتر خواننده ضوابط مربوط به این سیمانها را با شماره ی ASTMآنها معرفی می کنیم:
-سیمان پرتلند که در [A46]ASTM C150مشخص شده اند
-سیمان هیدرولیکی مخلوط با ترکیبات مشخص که در ASTMc595m[A60]تعریف شده است .
-سیمان هیدرولیکی مخلوط با ویژگی های اجرایی مشخص که در [A66]ASTMc1157mمشخصات آنها ذکر شده است و مطابق با اصطلاحات استاندارد شده مربوط به سیمان در ASTM c845[A49، مورد بحث قرار گرفته است.
مطابق با اصطلاحات استاندارد شده مربوط به سیمان در A49 ASTMC، سیمان هیدرولیکی مخلوط (Blended Hydraulic Coment) سیمانی است که از دو یا چند ماده غیر آلی تشکیل شده که حداقل یکی از آنها سیمان پرتلند و یا کلینکر سیمان پرتلند نیست و از آمیختن مواد با یکدیگر به طور همزمان در حین آسیاب کردن و یا آسیاب کردن آنها به طور مجزا و سپس مخلوط کردن آنها با هم تولید می شود .بنابراین به جای واژه سیمان هیدرولیکی مخلوط بهتر است عنوان صحیح سیمان ساخته شده از چند جزء اصلی را به کار برد.
البته همانگونه که اشاره شد در هر کشور استاندارد معینی وجود دارد و سیمان جزء موادی است که دارای استاندارد اجباری است.از این رو توجه به اهداف استفاده از سیمان در انتخاب نوع آن ضروری است. نوع سیمان مصرفی بر روی خواص گیرش،استحکام و...موثر است،لذا باید در انتخاب نوع سیمان دقت کنیم .با مراجعه به استانداردهای مختلف موجود در سطح کشور و همچنین سطح جهان می توانیم افزودنی های مورد نیاز برای سیمان های ویژه را انتخاب کنیم.در زیر سیمان های متداول مصرفی در کشور را مورد بررسی قرار دادیم.لازم به توضیح است که توجه به افزودنی های مصرفی در سیمان بسیار ضروری می باشد.(این افزودنی ها ممکن است به مواد اولیه ،به خوراک کوره و یا به کلینکر اضافه شوند).

 انواع سیمان:


سیمان پرتلند تیپ I
سیمان پرتلند تیپ II
سیمان پرتلند تیپ III
سیمان پرتلند تیپ IV
سیمان پرتلند تیپ V
سیمان پوزولان
سیمان آمیخته
سیمان برقی (پرآلومین)
سیمان رنگی
سیمان سفید
سیمان سرباره‌ای ضد سولفات
سیمان پرتلند آهکی
سیمان بنائی
سیمان نسوز
سیمان چاه نفت
سیمان پرتلند ضدآب
سیمان باگیرش تنظیم شده

سیمان پرتلند نوع I :

این نوع سیمان که یک سیمان پرتلند معمولی است در مواردی مصرف می شود که هیچگونه خواص ویژه ای مانند سایر انواع سیمان مورد نظر نباشد.

سیمان پرتلند نوعII :

این سیمان برای استفاده های عمومی استفاده می شود.این سیمان گرمای هیدراسیون متوسط دارد و در کاربردهایی که گرمای هیدراسیون متوسط مد نظر باشد مطلوب است.

سیمان پرتلند نوعIII :

این نوع سیمان ایجاد مقاومت بالا در کوتاه مدت می کند .مثلاً در مکان هایی که بخواهیم پایه های موقت برای پل ها ایجاد کنیم می توانیم از این سیمان استفاده کنیم.در این پایه های موقت که مدتی کوتاه برای ما مفید هستند مقاومت بالا در کوتاه مدت مورد نظر است.

سیمان پرتلند نوعV(نوع پنج) :

این نوع سیمان در مواقعی که نیاز به مقاومت زیاد در مقابل سولفاتها مورد نظر باشد ،استفاده می شود.ترکیب این نوع سیمان ها با توجه به استاندارد متغیر است ولی اکثراً دارای ترازهای پایین تری کلسیم ،آلومینات هستند .ضمناً سیمان های روباره ای حاوی ترازهای بالای روباره ی کوره ی آهن گدازی نیز از جمله سیمانهای با مقاومت بالا در برابر سولفات شناخته می شوند.

سیمان بنایی :

مورد استفاده ی این نوع سیمان در مکان هایی است که به مقاومتهای کمتر از سیمان پرتلند نوع Iمورد نیاز باشد.
ملاتها و اندودهای بنایی معمولاً ازچسباننده هایی تولید می شود که موجب بهبود کارایی و ظرفیت نگهداری آب ملات تازه شده،اما توسعه مقاومت آنها تا به حدی کمتر از سیمان محدود کننده،تا بدین ترتیب ملات سخت شده باز هم دارای تغییر شکل پذیری کافی باشد.
این چسباننده عموماً از سیمان ،روباره دانه شده کوره آهن گدازی ،پوزولان و احتمالاً آهک هیدراته یا آهک هیدرولیکی و پر کننده(Filler)تشکیل می شوند.

سیمان سفید :

این نوع سیمان دارای رنگ سفیدی است و برای استفاده در سطح ساختمانها و مواقعی که استفاده از سیمانهای بدون زنگ با مقاومتهای بالا مورد نیاز باشد،از این سیمان در تولید انواع سیمانهای رنگی استفاده می شود.

سیمان پرتلند -آهکی :

این نوع سیمان در تهیه ی ملات بتن در کلیه ی مواردی که سیمان پرتلند نوع Iبه کار می رود قابل استفاده است.دوام بتن را در برابر یخ زدن،آب شدن و املاح یخزا و عوامل شیمیایی بهبود می دهد.

سیمان پرتلند -پوزولانی :

در ساختمانهای بتنی معمولی و بیشتر در مواردی که مقاومت متوسط در مقابل سولفاتها و حرارت هیدراتاسیون متوسط مورد نظر باشد،استفاده می گردد.

سیمان سرباره ای ضد سولفات :

در مواقعی که مقاومت متوسط در برابر سولفاتها و حرارت هیدراتسیون متوسط مورد نظر است از این نوع سیمان استفاده می شود.

سیمان نسوز :

این نوع سیمان ها از ترکیبات حاوی آلومین تشکیل شده اند .این سیمانها به سیمانهای آلومینی یا آلومینات کلسیمی معروف اند . این سیمان ها دارای گریدهای مختلفی هستند و به عنوان ماده نسوز و بادرصد خلوص بالا در صنایع حرارتی و اتمسفرهای Co،H2 به کار می روند.

سیمان پرتلند ضد آب :

این سیمان به رنگ سفید،خاکستری تولید می شود، این نوع سیمان انتقال مویینه آب تحت فشار ناچیز یا بدون فشار،کاهش می دهد و لی جلوی انتقال بخار آب را نمی گیرد.

سیمان های چاه نفت :

این سیمانها برای درزگیری چاه های نفت به کار می رود ،عمده این نوع سیمانها دیرگیر بوده و در برابر دما ها و فشارهای بالا مقاوم می باشند ،این سیمان ممکن است در حفره های چاه های آب و فاضلاب نیز مصرف می شوند.

سیمانهای باگیرش تنظیم شده :

سیمانهای باگیرش تنظیم شده به گونه ای کنترل و ساخته می شود که می تواند بتنی با زمانهای گیرش از چند دقیقه تا یک ساعت تولید کند.

سیمان های رنگی :

این سیمانها بیشتر جنبه ی تزئینی و آرایشی دارند و در نما سازی سیمانی و تولید بتن نمادار به مصرف می رسند .

[ شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مهندس حمید ]

 : آجر

آجر سنگی است ساختگی (مصنوعی) که نوع رسی آن از پختن خشت (گل شکل داده شده) و نوع ماسه آهکی آن از عمل آوردن خشت ماسه آهکی (که از فشردن مخلوط همگن ماسه سیلیسی و آهک در قالب ساخته می شود) با بخار تحت فشار زیاد به دست می آید، آجرهای بتنی همانند بلوکهای سیمانی تهیه می شوند. آجررسی عمدتاً از سیلیکاتهای آلومینیوم بوده و آجرماسه آهکی از سنگدانه های ریز سیلیسی تشکیل شده است که توسط خمیری از جنس سیلیکات کلسیم به همدیگر چسبیده اند. این آجرمعمولاً به رنگ خاکستری است ولی می توان با افزودن رنگ مناسب آن را به رنگهای دیگر نیز تولید نمود. آجربه اشکال مکعب مستطیل توپر، سوراخدار، توخالی (مجوف تیغه ای و سقفی) و قطعات نازک تولید می شود. از آجردر ساختن دیوارهای باربر، تیغه های جدا کننده، سقفهای تیرچه بلوک، طاق ضربی بین تیرآهنها و نمای خارجی و داخلی ساختمانها بهره گیری می شود.

 


● تاریخچه آجر

آجر از قدیمی ترین مصالح ساختمانی است که قدمت آن بنا به عقیده برخی از باستان شناسان به ده هزار سال پیش می رسد.در ایران بقایای کوره های سفال پزی و آجرپزی در شوش و سیلک کاشان که تاریخ آنها به هزاره چهارم پیش از میلاد می رسد پیدا شده است. همچنین نشانه هایی از تولید و مصرف آجردر هندوستان به دست آمده که حاکی از سابقه شش هزار ساله آجردر آن کشور است وازه آجربابلی و نام خشت هایی بوده که بر روی آنها منشورها قوانین و نظایر آنها را می نوشتند گمان می رود نخستین بار از پخته شدن خاک دیواره ها و کف اجاق ها به پختن آجرپی برده اند .

کوره های آجرپزی ابتدایی بی گمان از مکان هایی تشکیل می شده که در آن لایه های هیزم و خشت متناوبا روی هم چیده می شده است.

فن استفاده از آجرازآسیای غربی به سوی غرب مصر و سپس به روم و به سمت شرق هندوستان و چین رفته است در سده چهارم اروپایی ها شروع به استفاده از آجرکردند ولی پس از مدتی از رونق افتاده و رواج مجدد از سده ۱۲ میلادی بوده که ابتدا از ایتالیا شروع شد.

در ایران باستان ساختمان های بزرگ و زیبایی بنا شده اند که پاره ای از آنها هنوز پا بر جا هستند؛ نظیر طاق کسری در غرب ایران قدیم ، آرامگاه شاه اسماعیل سامانی در گنبد کاووس و مسجد اصفهان را که با آجرساخته اند همچنینی پلها و سد های قدیمی مانند پل دختر سد کبار در قم از جمله بناهای قدیمی می باشند.

● انواع آجردر ایران قدیم :

در ایران هر جا سنگ کم بوده و خاک خوب هم در دسترس بوده است آجرپزی و مصرف آجرمعمول شده است اندازه آجرایلامی حدود ۱۰×۳۸×۳۸ سانیتی متر بوده پختن و مصرف آجردر زمان ساسانیان گسترش یافته و در ساختمان های بزرگ مانند آتشکده ها به کار رفته است اندازه آجراین دوره جدود ۴۴×۴۴×۷تا ۸ بوده است و بعد های آن ۲۰×۲۰×۳ تا۴ سانتی متر کاهش یافت .

در فرش کردن کف ساختمان از آجربزرگتری به نام ختائی به ابعاد ۵×۲۵×۲۵ سانتی متر و یا بزرگتر از آن به نام نظامی در ابعاد ۴۰×۴×۵ سانتی متر استفاده می شده است از انواع دیگر آجردر گذشته آجرقزاقی می باشد که پیش از جنگ جهانی اول روسها آن را تولید می کردند که ابعاد آن ۵×۱۰×۲۰ بوده است آشنایی با آجرو مواد اولیه آن آجرنوعی سنگ مصنوعی است که از پختن خشت خام و دگرگونی آن بر اثر گرما به دست می آید خاک آجرمخلوطی است از خاک رس ماسه فلدسپات سنگ آهک سولفات ها سولفورها فسفات ها کانی های آهن منگنز منیزیم سدیم پتاسیم مواد آلی و...

▪ انطباق با مشخصات و استانداردها :

آجرهای مصرفی در هر پروژه باید از نظر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی (مانند ابعاد، رنگ و دیگر مشخصه ها) با آنچه در نقشه ها، دستور کارها، مشخصات فنی خصوصی و سایر مدارک پیمان ذکر شده است منطبق باشد. نمونه آجرهای مصرفی اعم از پشت کار و نما، توپر و سوراخدار مجوف تیغه ای و سقفی، انواع رسی و ماسه آهکی باید قبلاً به تصویب دستگاه نظارت برسد.

ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی آجرها و روش آزمایش آنها باید مطابق استانداردهای ایرانی زیر باشد:

ـ استاندارد شماره ۷ : آجرهای رسی (مشتمل بر ویژگیها، نمونه برداری و روشهای آزمایش)

ـ استاندارد شماره ۲۹۰۹ : استاندارد ویژگیها و روشهای آزمون تیرچه و بلوک سقفی

ـ استاندارد شماره ۹۹۱ : آجرنسوز جهت طاقهای قوسی

ـ هر استاندارد ایرانی دیگری که تا زمان انعقاد پیمان درباره آجرتدوین یا تجدید نظر شود
تا زمانی که استاندارد ایرانی در پاره ای موارد تدوین نشده باشد در درجه اول استانداردهای ”سازمان بین المللی استاندارد ISO “ معتبر خواهد بود و در صورت نبودن استاندارد مذکور به ترتیب استانداردهای آلمانی DIN ، بریتانیایی BS و آمریکایی ASTM ملاک عمل قرار خواهد گرفت.
روش های تولید آجر:

  • § روش تولید به صورت تر
  • § روش تولید به صورت خشک

 روش تولید به صورت تر :

  1. روش سنتی: در این روش که کاملا به صورت سنتی میباشد ، همه فعالیت ها از قبیل تهیه گل ، قالب گیری ، چیدن مقابل نور خورشید جهت خشک شدن ، چیدن داخل کوره و همچنین پخت کوره به صورت دستی و توسط نیروی انسانی انجام میگیرد.(این روش در ایران تقریباً منسوخ شده است)
  2. روش ماشینی آفتاب خشک : در این روش عملیات خردایش ، تهیه گل اولیه و همچنین قالب گیری توسط دستگاه انجام میگیرد ولیکن خشک کردن به صورت طبیعی و در مقابل نور خورشید انجام میگیرد. عمل پختن نیز توسط کوره های هوفمن با سوخت نفت سیاه یا گاز طبیعی انجام میگیرد. ( اکثر کارخانه های موجود در ایران بدین روش عمل میکنند.)
  3. روش ماشینی خشک کن دار : در این روش نیز مانند روش فوق میباشد با این تفاوت که به جای خشک کردن ، توسط نور آفتاب ، از خشک کنی که سوخت آن گاز طبیعی و یا گازوئیل و نفت میباشد استفاده میشود.
  4. تولید به روش تمام اتوماتیک : در این روش کلیه کارها از قبیل خردایش،قالب گیری ، خشک کردن ، چیدن روی واگن کوره تونلی ، تخلیه از روی واگن و بارگیری داخل کامیون ، همگی به صورت اتوماتیک انجام میگیرد که به صورت زیر میباشد:
  5. ابتدا خاک را از معدن توسط کامیون حمل و به داخل سیلوی ذخیره خاک منتقل میگردد.
  6. از سیلو ذخیره، خاک توسط نوار نقاله به ماشین آلات خردایش (از قبیل فک ها ، کوبیت ها و آسیاب ها ویا والس ها) منتقل و عملیات لازم بر روی آن صورت میگیرد.
  7. پس از عمل خردایش ، خاک آسیاب شده توسط میکسر با آب مخلوط و بسته به رطوبت مورد نیاز ، تهیه میگردند.
  8. گل بدست آمده از مخلوط آب و خاک را به دستگاه قالب گیری یا همان اکسترودر انتقال میدهند که در اثر فشار وارد شده توسط این دستگاه ، گل فرم داده شده و به شکل ظاهری آجر مورد نظر و به صورت شمش در می آید.
  9. شمش بدست آمده را وارد دستگاه برش نموده تا به اندازه دلخواه بریده میشود.
  10. گل بریده شده را که خشت نامیده میشود ،وارد خشک کن کرده و بسته به نوع ماده اولیه و تکنولو‍ژی خشک کن پس از گذشت مدت زمان مورد نیاز خشک میگردند.
  11. خشت خشک شده را از خشک کن بیرون آورده وتوسط رباط های صنعتی بر روی واگن کوره تونلی چیده میشود.
  12. واگن های کوره تونلی به صورت کاملا اتوماتیک وارد کوره تونلی میشوند.
  13. داخل کوره تونلی، بر اساس منحنی تعریف شده توسط اپراتور، آجرها پخته و از سمت دیگر کوره سرد شده و خارج میگردند.
  14. پس از خروج واگن پخته شده از کوره تونلی ، آجرها توسط رباط تخلیه از روی واگن ها، تخلیه و بر روی پالت های چوبی گذاشته میشوند.
  15. حال بسته به نظر مشتری ،آجرها میتوانند به صورت بسته بندی پالت یا بسته بندی پلاستیک و حتی به صورت فله ای بارگیری شوند.

 روش تولید به صورت خشک :

  • · در این روش خاک خشک را آسیاب کرده و داخل قالب پرس ریخته تا بهم فشرده شوند و شکل مورد نظر بوجود آید. رطوبت در این روش تولید تقریبا 7% میباشد، سپس خشت خام بدست آمده را در کوره می چینند و اقدام به روشن کردن کوره مینمایند،پس از رسیدن به دمای کافی و گذشت مدت زمان مورد نیاز کوره را خاموش و شروع به سرد کردن کوره مینماید، سپس اقدام به تخلیه کوره و بارگیری روی کامیون مینماید.
  • · این روش تولید در اصل برای اشکال خاص با طرح های خاص پیشنهاد میشود ولیکن به دلیل سرمایه گذاری کمتر نسبت به روش تولید با اکسترودر،برخی کارخانه های فعال به روش پرس خشک اقدام به تولید آجر نماهای سوراخدار که به روش اکسترودر قابل تولید هستند، مینماید که کیفیت آنها نسبت به روش اکسترودر پائین تر است.


● مراحل ساخت آجرعبارتند از :

▪ کندن و ستخراج مواد خام

▪ آماده سازی مواد اولیه

▪ قالب گیری

▪ خشک کردن

▪ تخلیه و انبار کردن محصول

● انواع کوره های آجرپزی

پس از خشک شدن خشت ها را در کوره می چینند طرز چیدن آنها طوری است که بین آنها فاصله وجود دارد تا گازهای داغ و شعله بتواند از لای آنها عبور کند کوره های آجرپزی سه نوع هستند:

▪ کوره تنوره ای ، هوفمان و تونلی

قابل ذکر است که کوره های تونلی مدرن ترین کوره های آجرپزی می باشند که در آنها سرامیک های ممتاز و صنعتی نیز می پزند ویزگی های آجرآجر خوب باید در برخورد با آجردیگر صدای زنگ بدهد صدای زنگ نشانه سلامت توپری و مقاومت و کمی میزان جذب آب آن است آجرخوب باید در آتش سوزی مقاومت کند و خمیری و آب نشود رنگ آجرخوب باید یکنواخت باشد و همچنین باید یکنواخت و سطح آن بدون حفره باشد سختی آجرباید به اندازه ای باشد که با ناخن خط نیفتد.

● ویژگیها و حداقل حدود قابل قبول


▪ آجرهای رسی

آجرهای مصرفی در نما باید مطابق استاندارد ایرانی شماره ۷، عاری از معایب ظاهری مانند ترک خوردگی، شوره زدگی، آلوئک و نظایر آن باشد. طول، عرض و ضخامت آجرهای ماشینی باید به ترتیب ۲±۲۲۰ و ۱±۱۰۵ و ۱±۵۵ میلیمتر باشد. طول، عرض و ضخامت آجرهای دستی باید به ترتیب ۴±۲۱۰ و ۳±۱۰۰ و ۲±۵۵ میلیمتر باشد. ضخامت آجرهای نازک نما در هر دو مورد ماشینی و دستی باید برابر ۱±۳۰ یا ۱±۴۰ میلیمتر بوده و طول و عرض آنها عیناً مانند آجرهای ضخیم باشد. لبه آجرها باید مستقیم و زوایای آنها قائمه و سطوحشان صاف باشد، پیچیدگی در امتداد سطح بزرگ آجرحداکثر ۴ میلیمتر و در امتداد سطح متوسط آجرتا ۵ میلیمتر مجاز است. وجود یک ترک عمیق در سطح متوسط حداکثر تا عمق ۴۰ میلیمتر در آجرپشت کار بلااشکال می باشد. طول شکستگی و دندانه ای شدن خطوط و زوایا نیز در آجرپشت کار نباید از ۱۵ میلیمتر تجاوز کند و تعداد آن در هر آجرنباید از دو عدد بیشتر باشد. در آجرهای سوراخدار، سوراخها باید عمود بر سطح بزرگ آجرو به طور یکنواخت در سطح آن توزیع شده و جمع مساحت آنها باید بین (۲۵%) تا (۴۰%) سطح آجرباشد. بعد سوراخهای مربع و قطر سوراخهای دایره ای باید حداکثر به ۲۶ میلیمتر محدود شود و ضخامت دیوار بین سوراخ و لبه آجربیش از ۱۵ میلیمتر و فاصله بین دو سوراخ بیش از ۱۰ میلیمتر باشد. وزن ویژه هر دو نوع آجرنباید از ۷/۱ و وزن فضایی آنها از ۳/۱ گرم بر سانتیمتر مکعب کمتر شود. حداقل تاب فشاری آجرهای دستی ۸۰ و ماشینی پر مقاومت ۱۷۵ و ماشینی متوسط ۱۲۵ و ماشینی کم مقاومت ۸۵ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع استاندارد شده است و تاب فشاری آجرهای مصرفی نباید از این حدود کمتر باشد. ضخامت تیغه های آجرمجوف دیواری و بلوک سفالی سقفی حداقل ۸ و رواداری و ابعاد آنها ۴± میلیمتر می باشد. آجرهای مصرفی باید در برابر یخبندان پایدار بوده و در آزمایش یخزدگی دچار خرابیهای ظاهری مانند ورقه شدن، ترک خوردن و خرد شدن نشوند. درصد وزنی جذب آب ۲۴ ساعته آجرهای ماشینی نباید از ۱۶ و در مورد آجرهای دستی از ۲۰ بیشتر شده و در هر دو نوع آجراز ۸ کمتر باشد. آجرهای توخالی تیغه ای و سقفی و قطعات نازک آجری مورد مصرف در نماسازی (به ابعاد تقریبی ۲۰×۴۰×۲۰۰ یا ۲۰×۳۰×۲۰۰ میلیمتر یا قطعات نازک آجری نما به ضخامت حدود ۲۰ میلیمتر با نقش چند آجربندکشی شده) حداقل باید دارای مشخصات آجرهای ماشینی با مقاومت متوسط مندرج در استاندارد ایرانی شماره ۷ باشند.

مصرف آجرغیراستاندارد در صورتی مجاز است که استفاده از آن در مشخصات و نقشه ها پیش بینی شده و نمونه آن به تصویب دستگاه نظارت رسیده باشد و دست کم دارای ویژگیهای زیر باشد:

الف) کاملاً پخته و یکنواخت و سخت باشد و در برخورد با آجردیگر صدای زنگدار ایجاد کند.

ب) تاب فشاری آن دست کم (۸۰%) مقادیر مندرج در استاندارد ایرانی شماره ۷ باشد.

ج) جذب آب آن در حدود مقادیر تعیین شده در استاندارد باشد، در غیر این صورت مصرف آن فقط در اجزائی از ساختمان که در معرض رطوبت قرار نمی گیرند مجاز است.

د) آجرمصرفی در نما باید دارای شکل، نقش و رنگ موردنظر طراح بوده، و رواداری ابعاد آن حداکثر، (۳۰%) بیش از رواداریهای مندرج در استاندارد ایرانی شماره ۷ باشد.

هـ) آجرمورد مصرف در اقلیمهای سرد باید در برابر یخبندان مقاومت مورد نظر را داشته باشد.

ز) مصرف آجرهای ترک دار، کج و معوج، گود و برجسته که انحنا، گودی و برجستگی آنها از ۵ میلیمتر تجاوز نکند مشروط بر اینکه تعداد آنها از (۲۰%) کل آجرها بیشتر نشود بلااشکال است. مصرف آجرهای نما که دارای آلوئک یا ترک باشند، تنها در پشت کار مجاز خواهد بود. مصرف آجرهای کهنه درصورتی که مطابق مشخصات بوده و کاملاً تمیز شده باشد مانعی ندارد، ولی بهتر است به همراه آجرهای نو و در پشت کار از آنها استفاده شود.


▪ آجرهای نسوز

آجرهای نسوز مورد مصرف در ساختمان معمولاً از خاکهای نسوز تهیه می شوند. این آجرها علاوه بر دارا بودن مشخصات آجرهای معمولی باید گرمای ۱۵۸۰ درجه سلسیوس را بدون آنکه خمیری شوند و از شکل بیفتند، تحمل کنند. مقاومت آجرنسوز دست کم باید ۱۶ مگاپاسکال (حدود ۱۶۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع) باشد.

آجرهای نسوز مصرفی در کارهای تأسیساتی مانند دیگهای آب گرم و بخار، تابع شرایط ویژة مربوط به خود خواهند بود.

▪ آجرهای بتنی

آجرهای بتنی باید با شرایط مندرج در مشخصات بلوکهای بتنی مطابقت داشته باشند.


▪ آجرهای ماسه آهکی

جرهای ماسه آهکی معمولاً به صورت توپر و سوراخدار به ابعاد حدود آجررسی یا مضاربی از آن با ملحوظ داشتن ضخامت ملات ساخته می شوند. رواداری طولی و عرضی این آجرها ۵/۲± و برای ضخامت ۲± میلیمتر می باشد. آجرهای ماسه آهکی در قطعات نازک و با ضخامت کم برای مصرف در نماسازی نیز تولید می شود.

ویژگی آجرهای ماسه آهکی بستگی به جنس مواد خام، نحوه قالب گیری، دما و مدت پخت آنها دارد. گروه بندی آجرهای ماسه آهکی بر حسب تاب فشاری آنها صورت می گیرد. حداقل میانگین تاب فشاری آجرهای کم مقاومت باید ۵/۷، آجرهای با تاب متوسط ۱۰ و آجرهای پر مقاومت ۱۵ و آجرهای ممتاز ۲۰ مگاپاسکال (هر مگاپاسکال حدوداً ۱۰ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع است) و میانگین تاب خمشی آنها به ترتیب باید ۸/۱، ۲/۲، ۸/۲ و ۴/۳ مگاپاسکال باشد. ضریب تغییرات مقاومت نسبت به میانگین نباید برای آجرممتاز از (۲۰%) و سایر انواع از (۳۰%) تجاوز نماید.

آجر ماسه آهکی باید ۱۵ دوره یخبندان تا ۱۵ درجه زیر صفر و آب شدن را تحمل کند. کاهش نسبی مجاز تاب فشاری پس از آزمایش یخ زدن نباید بیش از (۲۰%) باشد. وزن فضایی آجرماسه آهکی به تاب فشاری آن بستگی دارد و برای آجرهای کم مقاومت، متوسط، پر مقاومت و ممتاز، به ترتیب نباید از ۵/۱،۷/۱، ۹/۱ و ۱/۲ گرم بر سانتیمتر مکعب کمتر شود. جمع شدگی ناشی از خشک شدن آجرهای ماسه آهکی ممتاز نباید از (۵/۲%) و در مورد سایر آجرها از (۵/۳%) بیشتر شود. ظاهر آجرهای ماسه آهکی باید تمیز، یکنواخت و عاری از ترک و حفره و مواد خارجی مانند خاک و آهک و مواد آلی گیاهی باشد. جذب آب آجرماسه آهکی در ۲۴ ساعت نباید از (۸%) کمتر و از (۲۰%) بیشتر شود.


● انواع آجرغیر رسی و اشکال آن

آجر جوش آجرخاص در صنعت سفال پزی است که در کشورهای صنعتی دارای اهمیت ویزه ای است از این آجربرای نماسازی ساختمان ها فرش کف پیاده روها پوشش بدنه و کف آبروها و مجراهای فاضلاب و تونل ها و ساختن دودکش ها فرش کف کارخانه ها انبارهای کشاورزی و سالن های دامداری پرورش طیور استخر های صنعتی و جز اینها استفاده می شود

انواع خاص آجرتولیدی در کشور های اروپایی آجرهایی در کشورهای صنعتی اروپاتولید می شوند که هنوز تولید آن در ایران مرسوم نشده است از آن جمله بلوک های تو خالی آتش بند برای نصب دور ستون ها به منظور جلوگیری از نفوذ آتش قطعات ویزه به شکل منحنی های کوز و کاس قطعات درپوش روی دیوار قطعاتی که از اجزا هستند مانند کلوک سرقد گوشه و جزاینها که هنوز در ایران تولید نمی شوند.

● مصالح نصب و ملاتها

▪ اتصالات و بستها

مصالح نصب آجرهای نازک و اتصالات و بستهای فلزی که در دیوارهای دو جداره و نظایر آن به کار می رود، باید فلز زنگ نزن باشد و یا تمام قسمتهای آن در داخل ملات یا دوغاب قرار گیرد تا از زنگزدگی آنها جلوگیری به عمل آید. اتصالات غیر فلزی به لحاظ دوام و استحکام باید قبلاً به تصویب دستگاه نظارت برسد.

▪ حمل و نقل و نگهداری

بارگیری، حمل و باراندازی انواع آجرباید با دقت انجام شود به نحوی که ضایعات به حداقل ممکن برسد. آجرها و بلوکها باید در محل تمیز و سرپوشیده به طور جدا از هم دسته بندی شده و از تماس آنها با خاک، مواد مضر، رطوبت و یخ و برف جلوگیری شود.

آزمایش نمونه های گرفته شده از آجردر کارخانه و کارگاه باید منطبق با ویژگیهای مورد نظر در مشخصات کار باشد.

 

[ شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مهندس حمید ]

طراحی و اجرای کلیه پروژه های معماری(دکـوراسیون, محوطه سازی , پلان ساختمان , اداری

گرافیکی و تبلیغاتی ,

 (  انجام ژوژمان ها و پروژه های دانشگاهی برای شما دانشجویان عزیز )

[ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مهندس حمید ]

کارت ویزیت گروه آماستراین

[ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهندس حمید ]
[ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٦:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مهندس حمید ]

کارت ویزیت گروه آماستراین

[ یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ٦:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهندس حمید ]
          

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
موضوعات وب
 
آرشيو مطالب
امکانات وب

جاوا اسكریپت



تبادل لینک

فروش بک لینک